راز و منطق زبان جادویی کلیدر [۱]

در متن ادبی، سبک یکی از اجزای متعدد فرم است؛ یعنی فرم متن ادبی به سبک محدود و خلاصه نمیشود؛ ولی سبک در کلیدر جلوهای بیشازحد نمایان دارد، طوریکه ممکن است برای برخی چنان جاذبه داشته باشد که چشم آنها را به روی دیگر اجزای فرم ازجمله پیرنگ، شخصیتپردازی، ریتم، انسجام روایی و حتی معنی ببندد و، برعکس، برای برخی ممکن است چنان دافعه داشته باشد که توجه آنها را از فرم و معنی اثر بهکلی منحرف کند. نقدهایی هم که بر این اثر نوشته شده این نکته را بهخوبی نشان میدهد. در این مقالهٔ کوتاه به بررسی سبک کلیدر بهمثابهٔ یکی از اجزای فرم آن میپردازم.
***
برجستهترین جزء فرم در کلیدر سبک آن است؛ یعنی، بهطور خلاصه، نحوهٔ انتخاب کلمه و ترکیب و ترتیب آنها و نیز انتخاب نوع و تنوع و ریتم ساختارهای نحوی. بدینترتیب خواننده که از ابتدا تا انتها با کلمه و ساختار نحوی سروکار دارد، بهناچار پیوسته با سبک سروکار دارد و بهناچار در مورد آن داوری میکند. ولی همچنانکه ذوق زبانی در خلق سبک مؤثر است، داوری در مورد سبک هم کاملاً بیتأثیر از ذوق زبانی فرد نیست و لذا سبک کلیدر ممکن است در نظر برخی چندان خوشایند نیاید یا برعکس برخی آن را شاهکار نثر روایی فارسی بدانند. پس به این اعتبار که سبک مبنایی فردی و ذوقی دارد، همیشه میتوان سبکی را پسندید یا نپسندید. میتوان داستان شورش گلمحمد را به سبکی دیگر نوشت، سبکی که بهاندازهٔ سبکِ کلیدر مصنوع و فردویژه و کهنهگرا نباشد و زبانی طبیعیتر داشته و به زبان معیار نزدیکتر باشد. نوشتن داستان به چنین سبکی، یا به هر سبک دیگر، کاملاً ممکن است، ولی چنین سبکی دیگر سبک دولتآبادی نخواهد بود.
اما سبکِ هر اثر ادبی فقط امری ذوقی و فردی نیست، بلکه …