بعد از آن مرداد گران [۱]
نسل ازیادرفته. ناصر پورقمی. تهران: مروارید، بهار ۱۳۶۰. ۶۱۹ ص.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برای نسلی که در کُنشهای سیاسی آن دوره حضور داشت و یا در حال سر بر آوردن در آن عرصه بود به مبدأ زمانی برای سالها و دهههای بعد با عنوان «شکست و یأس» تبدیل شد. هرچند در سالهای گذشته ارزیابیهای متفاوتتری نسبت به آن واقعه دیده میشود و برخی با اشاره به سرنوشت کشورهای بلوک شرق و دستِ بالای حزب توده- بهخصوص سازمان نظامی حزب- در ماههای منتهی به کودتا آن را در روندِ تاریخی بقای تمدن ایرانی و پیشگیری از مضمحل شدن در جغرافیای سیاسی و فرهنگی همسایهٔ شمالی امری اجتنابناپذیر میپندارند و برخی دیگر با توجه به تسلط ایادی انگلیس و آمریکا بر سرحدات جنوبی و نفوذ حزب توده در تهران و شمال کشور، فروپاشی سلطنت در آن دوره را حرکتی خسارتبار در راستای تجزیهٔ ایران ارزیابی میکنند؛ اما هستند هنوز کسانی که آن واقعه را در سیر رخدادهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ خطایی نابخشودنی میدانند و بر این باورند که اگر روند مسالمتآمیز انتقال قدرت ادامه مییافت و خلأ قدرت در حد فاصل ۲۵ الی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به آشوب و هرجومرج کشیده نمیشد، شاید ضرورتهای انقلاب ۱۳۵۷ از حیاتِ سیاسی جامعهٔ ایران رخت بر میبست.
همهٔ این تحلیلها در چند دهه پس از آن واقعه گفته و نوشته شد ولی برای کسانی که در عرصهٔ سیاسی اوایل دههٔ سی در جبههٔ مقابل نظام سلطنتی حضور داشتند آنچه در حال وقوع بود، بر باد رفتن آمال و آرزوهایی بود که مدّت زمانی با رؤیای دست یافتن به آنها زیسته بودند؛ بر باد رفتنی که در یک روند طولانی و نفسگیرِ مبارزاتی و یا در میدان جنگی اتفاق نیفتاد بلکه در یک نیمروز گرم تابستانی به وقوع پیوست که در جریانش بخشی از …