فردریش آگوست فون هایک یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است. وی هم در حقوق و هم در اقتصاد، تحصیلات دانشگاهی داشته است. اگرچه اولین مدرک دانشگاهی وی در رشتۀ حقوق بوده است، با این حال جدیترین متن حقوقی خود یعنی سهگانۀ قانون، قانونگذاری و آزادی را در اواخر فعالیت فکری خود و تنها پس از آنکه از او بهعنوان یک اقتصاددان برجسته یاد میشد، نوشت. هایک رسالت خویش را با متفکران کلاسیک همچون منتسکیو مقایسه میکند که دیدگاه میانرشتهای داشتهاند. با این حال وی تأکید میکند امروزه چنان رشتهها تخصصی شدهاند که غور کردن در تمام آنها، ممکن نیست و البته ضرورتی هم ندارد. برای اتخاذ رویۀ کلاسیکها فقط کافی است در سطح کلی به پیوند رشتهها دست بزنیم.
متن حاضر بر پایۀ سهگانه قانون، قانونگذاری و آزادی هایک نوشته شده است. هایک علیرغم استفاده از مفهوم نهاد و تبیین روابط قاعده، قانون و دولت در سطح گسترده، اما به الزامات برآمده از تحلیل نهادی پایبند نبوده است. نوشتار حاضر با تکیه بر ایدۀ «تناسب نهادی» به بررسی دستگاه تحلیلی هایک خواهد پرداخت. ساختار متن بدین شرح است: در بخش اول ایدۀ تناسب نهادی شرح داده شده و به تبع آن در بخش دوم مفهوم بازار در اندیشۀ هایک بررسی میشود. سپس در بخشهای سه، چهار و پنج فرایند عرف-قاعده-قانون-قانونگذار توضیح داده میشود. بخش شش، هفت و هشت نیز به نقش دولت میپردازد.
۱. نهادگرایی معرفتشناختی و وضعیت اولیه بدون نهاد؟ فضل تقدم تناسب نهادی
هرچند در رویکرد نهادگرایی متعارف کمتر از هایک نام برده میشود، اما هایک را به درستی باید در زمرۀ متفکرانی برشمرد که ادبیات تحلیل نهادی را غنا بخشیده است. بوئتکه [۱] معتقد است که اندیشۀ هایک را باید در زمرۀ «نهادگرایی معرفتشناختی» …