
میر شاپیرو مورخ و منتقد آمریکایی، عموما به خاطر نوشتههایش در دفاع از هنر مدرن مشهور است. او بهعنوان یک مورخ وارث مکتب مارکسیسم، با رویکردی بافتارگرا، موضوعات هنری را به آزمون میکشید. اما در عین حال، متخصص هنر مسیحی و قرون وسطی نیز بود. شاپیرو، روشی خاص در خوانش شمایلشناسانهی آثار تاریخی داشت و در این زمینه، وامدار روشهای تاریخدانان پیشین نبود. چنانکه، در تحلیلهای خود همواره سعی داشت تا آثار را در بستر اجتماعیشان و نیز ایدهها قرار دهد. در این میان، خوانش او اغلب موضعی متفاوت نسبت به تفاسیر مختلف در باب موضوعی بود که فرضیهای تازه را ارائه میکرد. همچنین معمولا به حل سوالاتی میپرداخت که پیشتر مورد بحث قرار گرفته و لاینحل بودند، مانند تابلوی سه لت مرود که خاصترین و بااهمیتترین نوشتهاش در زمینهی شمایلشناسی است؛ اثری که در مورد آن، قلمفرساییهای بسیار رفته است . لذا، در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا روش خاص شمایلنگاری شاپیرو را در یکی از مهمترین مقالههایش، در این رابطه نشان دهیم.
تابلوی سه لَت مرود، یک نقاشی از مکتب فلاندر، اثر روبر کامپن با موضوع «بشارت» است که با نام یکی از صاحبان تاریخی خود، از خانوادهی اشراف بلژیک شناخته میشود. این نقاشی، صحنهای روزمره از فضای داخلی یک خانهی فلاندری در نیمهی اول قرن بیستم را به نمایش میگذارد. فضای تابلو، به سه بخش متحرک مجزا، تقسیم میشود که با موضوع روایت به هم مربوط شدهاند: سمت راست، کارگاه سنت ژوزف همراه با قسمتی از فضای بیرونی است که از پنجره قابل مشاهده است؛ تصویر وسط، صحنهی بشارت در فضای اندرونی خانهی باکرهی مقدس را به نمایش میگذارد و پانو سمت چپ با دری نیمه باز به نمایی بیرونی مرتبط میشود که بخشی از باغ …