سهشنبه، ۲۱ فروردین
ساعت تقریبا چهار بعدازظهر بود که راه افتادیم. در آزاد راه تهران-ساوه بودیم. چون جاده کمی شلوغ بود. باباشهرام تصمیم گرفت میانبر بزند. سر از جاده شکرآباد درآوردیم. دیدیم همه مردم مثل باباشهرام فکر کردهاند و جاده شکرآباد هم شلوغ است! ساعت ۴:۴۶ دقیقه بود که از روبهروی نیروگاه رودشور رد شدیم و باباشهرام با سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت، رانندگی میکرد. اطراف جاده برهوت بود و باد شدیدی میآمد. نازنین تخمه میخورد و باد، پوست تخمهها را مثل گردباد پخش و پلا میکرد. بوی پلاستیک سوخته میآمد. تیغ آفتاب چشم را میزد.
برای این که از آفتاب در امان باشم، چشمم را بستم و به این فکر کردم که بوته توت فرنگی که پارسال با بابابزرگ توی کرمانشاه کاشتیم امسال چهقدر قد کشیده؟
از روستای قاسمآباد سفلی در ساوه گذر کردیم. جاده ساوه طولانیترین مسیری است که …