«قصه‌های محرم»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

«قصه‌های محرم»

حسین‌جان، پس چی شد؟

کیهان بچه‌ها

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

روسفیدی

دوستانش که او[۱] را با سر و رویی آغشته به گچ دیدند، دوره‌اش کردند و گفتند:«چه کسی این بلا را سرت آورده است!؟»

خندیدند و گفتند:

- خودم!

پرسیدند:

- چه‌طور!؟

پاسخ داد:

- به خدا و امام حسین(ع) عرض کردم؛ حالا که در کربلا هستم به من نشان دهید به خاطر شعرهایی که تا به حال گفته‌ام، نزد شما روسفید هستم یا نه!

پرسیدند:

- خب، بعدش؟

دوباره یک دل سیر خندیدند و گفتند:هنوز قدم از قدم …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۳۶ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (تابستان ۱۴۰۳) منتشر شده است.