دکمههای صورتی گفتند:«قرار است ما روی لباس دامنی لیلا برویم. همان که مادربزرگش دیروز دوخت.»

نخ آبی گفت:«من قرار است بروم روی چرخ. آستین لباس بابای لیلا را بدوزم که سر کار پاره شده بود.»
دکمههای گُلگلی گفتند:«مادربزرگ لیلا، هفته پیش ما را از لباس قدیمیاش …