دکمه‌ی تنها<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

دکمه‌ی تنها

کیهان بچه‌ها

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

دکمه‌های صورتی گفتند:«قرار است ما روی لباس دامنی لیلا برویم. همان که مادربزرگش دیروز دوخت.»

1

نخ آبی گفت:«من قرار است بروم روی چرخ. آستین لباس بابای لیلا را بدوزم که سر کار پاره شده بود.»

دکمه‌های گُل‌گلی گفتند:«مادربزرگ لیلا، هفته‌ پیش ما را از لباس قدیمی‌اش …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۳۵ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (بهار ۱۴۰۳) منتشر شده است.