از ابراهیم صهبا به هوشنگ صهبا<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

از ابراهیم صهبا به هوشنگ صهبا

نمونه‌هایی از تقابُل و تفاهُمِ سنّت و تجدد در شعر فارسی

جهان کتاب

۲۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
انسان شیشه ای

الف)ابراهیم صهبا (متولد حدود سال ۱۲۹۰، در مَه‌وِلات/فیض‌آبادِ خراسان) از شاعران مشهور به بدیهه‌پردازی و مُطایبه‌نویسی با زبان و طبعی روان بود. او در انجمن‌ها و نشست‌ها و مطبوعات ادبی ایران به‌ویژه از نیمهٔ نخست دههٔ ۱۳۲۰ تا نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۷۰ حضور چشمگیری داشت. هرچند گذشته از پیوند با برخی صاحب‌منصبان عصر، در زندگی‌اش با شاعران و ادیبان زیادی از درِ آشنایی و دوستی درآمده بود، شاید دو گروه با آثارش میانهٔ چندانی نداشتند: گروه نخست سرایندگانی با نگاه جدّی به معماری شعر در قالب‌های کهن (مانند مهدی حمیدی شیرازی، درگذشت: سال ۱۳۶۵) بودند و گروه دوم شاعرانی باز با نگاه جدّی اما در قلمرو شکل/ فرم‌آفرینی در شیوهٔ مدرن (مانند فروغ فرخزاد، درگذشت: سال ۱۳۴۵). درمَثل، حمیدی در یکی از هجویه‌های خود به مطلع

«ما آزموده‌ایم حریفان چه ابله‌اند

از قامت کلام برازنده کوته‌اند» (مهدی حمیدی، ص ۲۸۶)،

به‌احتمال بسیار زیاد به صهبا و چند شاعر مانند او اشاره داشته است:

«معنای آه به هیچ کتابی نیافتم

وینان درست و راست همان معنی آه‌اند» (همان، ص ۲۸۷)

فرخزاد هم در شعر «ای مرز پرگهر» در اوایل دههٔ ۱۳۴۰، که در وصف انسانی فرضی در ایرانِ آن عصر با زبانی پُر از طعنه و طنز و اعتراض سروده شده، فرصت را برای حمله به صهبا مغتنم شمرده است:

«و آخرین وصیتش این است

که در ازای شش‌صد و هفتاد و هشت سکه

حضرت استاد آبراهام صهبا

مرثیه‌ای به قافیهٔ کشک

در رثای حیاتش رقم زند» (تولدی دیگر، ص ۱۴۹)

فرخزاد همچنین در گفت‌وگویی در نیمهٔ دههٔ ۱۳۴۰ در اشاره‌ای به شعر و شخصیت نادر نادرپور، مؤکد می‌کرد که نادرپور بیش‌ازحد نگران هواخواهی دیگران از شعر خود است درحالی‌که درمَثل اهمیتی ندارد که شاعری مانند «صهبا از شعر من خوشش بیاید. اصلاً اگر [خوشش] …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱ جهان کتاب (فروردین - اردیبهشت ۱۴۰۴) منتشر شده است.