هایدگر و نازیسم. ویکتور فاریاس. ترجمۀ البرز حیدرپور. تهران: نشر مرکز، ۱۴۰۳. ۵۰۴ ص. ۶۵۰۰۰۰۰ ریال.

«پادشاه بیتاج و تخت امپراتوری اندیشه». این توصیفی است که هانا آرنت از جایگاه دانشگاهی و سیاسی استادش، مارتین هایدگر، در بین دانشجویان آلمانی دهۀ ۱۹۳۰ به دست میدهد. دانشجویانی بهشدّت ملّیگرا و تلخکام از شکست کشورشان در جنگ جهانی اوّل. همین جوانان نیروی محرّک جنبشی را پدید آوردند که درنهایت به ناسیونال سوسیالیسم پیوست و در خدمت قدرتیابی هیتلر قرار گرفت. «نسل سرزنده»ای که نهتنها در دانشگاه نقشی «انقلابی» ایفا کرد، بلکه الگویی شد برای دگرگونسازی جامعۀ آلمان.
چگونه فیلسوفی سرشناس در سراسر اروپا و استادی محبوب در دانشگاههای آلمان عضویت حزب نازی و همزمان ریاست دانشگاه فرایبورگ را میپذیرد، آنهم در سال ۱۹۳۳ و به هنگام روی کار آمدن هیتلر؟ لقب رسمی هایدگر در دانشگاه فرایبورگ «پیشوای دانشگاه» بود که مفهوم ضمنیِ روشنی داشت. آیا اعتبار علمی او پشتوانۀ نیرومندی برای رژیم تازه فراهم نمیکرد؟ از اینها گذشته، راست افراطیِ نوظهور _ نهتنها در آلمان و اروپا، حتی در آمریکا و روسیه _ در فلسفۀ هایدگر چه نقطۀ مشترکی با خود یافته است که از استیو بَنن تا الکساندر دوگین به آن تمسک میجویند؟
هایدگر و نازیسم پژوهشی وسیع و ریزبینانه دربارۀ نسبتِ میان «بزرگترین فیلسوف قرن بیستم» با بزرگترین فاجعۀ این قرن است. ویکتور فاریاس، متولد ۱۹۴۰ در خانوادهای یهودی در شیلی، دکترای فلسفۀ خود را از دانشگاه فرایبورگ گرفته و بیش از سی سال در دانشگاه آزاد برلین تدریس کرده است. او در این کتاب ضمن جستوجو در آرای فلسفی هایدگر و ریشههای پیوندش با نازیسم، به انبوهی از اسناد تاریخی مراجعه میکند و مانند مورّخی …