Die Bibliothek der verlorenen Bücher. Alexander Pechmann. Frankfurt am Main: Schöffling & Co, ۲۰۲۳.

کتاب آلکساندر پِشمان با دعوت خواننده به ساختمان کتابخانهٔ کتابهای گمشده آغاز میشود. این ساختمان دارای چندین تالار است که مجموعهای از کتابها، دفترها، دستنوشتهها، ورقهای سوخته و خاکسترشده در آن جای گرفتهاند. آثاری که گاه در خشم و جنون یا اجبار و اختیار به دست نویسندگان، ناشران، بازماندگان یا وکلا، کشیشان، سربازان و کارگزاران دستگاه سانسور و استبداد نابود شدهاند. گاه بلاهای طبیعی نیز مزید بر علت شده، برخی از چنین آثاری را برای همیشه از بین بردهاند و درنهایت جز نام، نشانی از آنها باقی نمانده است. بر سردر ساختمان کتابخانهٔ کتابهای گمشده این گفتهٔ خورخه لوئیس بورخس نقش بسته است: «صرف امکان وجود یک کتاب، دلیل کافی برای وجود آن است.» [۱]
کیف سفری ارنست همینگوی
در پایان ۱۹۲۱، مرد جوانی با سبیلی نازک و موهای مشکی که همراه همسرش از شیکاگو به پاریس آمده بود، در کتابفروشی شکسپیر و شرکاء خیابان اورلئان خود را به سیلویا بیچ، صاحب کتابفروشی معرفی کرد. «من ارنست همینگوی هستم.» او بلافاصله کفش و جورابش را درآورد تا آثار زخمهایی را که جنگ جهانی اول در ایتالیا متحمل شده بود، به خانم بیچ نشان بدهد. همینگوی از هر امکانی برای آنکه توسط بیچ با نویسندگان و هنرمندان نامآور زمانۀ خود در پاریس آشنا شود و طرح دوستی بریزد، استفاده کرد. او که با نوشتن گزارشهای ورزشی روزگار سختی را میگذراند، …