کِرِمی که از ننه‌واران محافظت‌می‌کند<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

کِرِمی که از ننه‌واران محافظت‌می‌کند

کیهان بچه‌ها

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

ننه‌واران رخت‌خوابش را پهن کرد. کشوی کمد قهوه‌ای را باز کرد و قوطی کِرِم مرطوب‌کننده را برداشت. درِ گِرد و سفید آن را چرخاند و از توی شکمِ کِرِم، مایع سفیدرنگ و لطیفش را بیرون آورد. دست و صورتش را چرب کرد. زیر لب گفت:«دست‌هام چه‌قدر خشک شده،‌ چاره چیه؟ از صبح توی آبن.» پاهای خسته‌اش را هم چرب کرد. داشت کِرِم را می‌بست که برق رفت و پنکه‌ گوشه‌ اتاقش خاموش شد.

ننه‌‌واران از جایش بلند شد. پنجره‌ اتاق را تا آخر باز کرد. صدای عوعو‌ی سگ همسایه می‌آمد. با خودش گفت:«ای داد بیداد. حالا اگه گذاشت بخوابیم.»

خیلی خسته بود.‌ فراموش کرد کرم مرطوب‌کننده را داخل کشو بگذارد. دراز کشید و تا سرش به بالش نرسیده، به خواب رفت.

کِرِم مرطوب‌کننده تمام روزهای هفته را در کشوی کمد قهوه‌ای زندگی می‌کرد. او هر شب منتظر این لحظه بود تا دست و پاهای خشک و زبر، ننه‌‌واران را نرم و لطیف کند و به او احساس خوبی بدهد.

آن شب‌، مهتاب در آسمان می‌درخشید. قوطی کرم بالای بالِش، دور خودش می‌چرخید و به کمد قهوه‌ای نگاه می‌کرد. ‌می‌خواست بپرد توی کشو، اما در کشو بسته بود. نمی‌دانست چه‌طوری سر جایش برگردد که از سالن پذیرایی خانه، سروصدا شنید. غیر از ننه‌واران، کسی در خانه زندگی نمی‌کرد. قِل خورد و از لای در اتاق، سر و گوشی آب داد. دو نفر را دید که سر و صورتشان را پوشانده‌اند. یکی صورتک خنده و شادی به صورت داشت و دیگری صورتک گریه و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۳۴ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (بهار ۱۴۰۳) منتشر شده است.