اتوبوس در ایستگاه ایستاد. خانم سالمندی دستش را به میلهی در اتوبوس گرفت و گفت:«یا علی!»
به سختی خودش را بالا کشید. تند نفسش را بیرون داد. …
ویژه مشترکین بینهایت
اتوبوس در ایستگاه ایستاد. خانم سالمندی دستش را به میلهی در اتوبوس گرفت و گفت:«یا علی!»
به سختی خودش را بالا کشید. تند نفسش را بیرون داد. …
این نوشته را پسندیدی؟
این نوشته در شمارهٔ ۳۱۳۲ مجلهٔ کیهان بچهها (بهار ۱۴۰۳) منتشر شده است.