نظم خودجوش<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

نظم خودجوش

قواعد، نظم و آزادی در معرفت‌شناسی هایک

نقدنامه علوم انسانی

۱۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

مقدمه

دغدغۀ هایک در مقام یک لیبرال، صیانت از آزادی است. اما معنای این آزادی چیست و چرا در معرض خطر است؟ از نظر هایک آزادی در نظمی خودجوش [۱] از جامعه قابل حصول است که مبتنی بر قواعدی عام است و نتیجۀ طراحی عامدانۀ اشخاص نیست. تحقق این نظم مستلزم دو بصیرت است. نخست تمایز میان نظم خودجوش و نظم سازمانی، که تفاوت این دو در تمایز میان قواعد حاکم و نحوۀ شکل‌گیری آن‌ها است. دوم اینکه مفهوم عدالت در نوع دوم نظم (سازمان) معنا دارد و نه نوع اول که مربوط به یک جامعۀ بزرگ یا جامعۀ باز است. نهادهای لیبرال دموکراسی رایج که در آن نمایندگان مردم، قانونگذاری در هر دو نظم را بر عهده می‌گیرند با دخالت در نظم خودجوش، جامعه را به‌سمت نظامی توتالیتر هدایت می‌کنند.

نظم و عقلانیت

اما این نظم‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟ در این میان هایک به دو سنت اشاره می‌کند. سنتی که شکل‌گیری نهادها را عملی خودآگاه در جهت رسیدن به هدفی می‌داند و لذا نهاد را برساختۀ ذهن و حاصل طراحی عامدانه می‌داند و سنت دیگر شکل‌گیری نهادها را عملی تحولی و توأم با حدس و خطا در طول زمان می‌داند؛ لذا نه‌تنها ممکن است ناآگاهانه باشد بلکه نتیجۀ قصد کنشگران هم نیست. هایک سنت نخست را به روشنفکری فرانسه و به‌ویژه دکارت نسبت می‌دهد و آنرا عقل‌گرایی برساختی [۲] می‌نامد. نتیجۀ این سنت، تحقیر هر آنچه با عقل قابل اثبات نباشد، از جمله سنت و آداب و رسوم، و نسبت غیرعقلانی دادن به آن است. نتیجۀ این تفکر را در کارهای قراردادگرایان اجتماعی از جمله هابز و روسو می‌توان مشاهده کرد. این در حالی است که انسان همان‌قدر که موجودی هدف‌گراست، پیروی‌کننده از قاعده نیز هست. قواعدی که ممکن است افراد با کلمات نتوانند صراحتاً بیان کنند و حتی گاهی علت و دلیل وجودی آن را …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۵like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۵ مجلهٔ نقد‌نامه علوم انسانی (خرداد ۱۴۰۳) منتشر شده است.