مدافـع حرم<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مدافـع حرم

کیهان بچه‌ها

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

نویسندگی در سه سوت!

کارشناس:حمیدرضا داداشی

داستان «مدافع حرم» موضوع خوبی دارد و از این بابت از خانم «طوفان» سپاسگزاریم که دفاع از حرم‌های مقدس سوریه را برای نوشتن داستان انتخاب کرده و باز-تکرار می‌کنم- داستانش شروع خوب و هنرمندانه‌ای دارد، خواننده احساس صمیمیت با قهرمان‌های داستان می‌کند، که از این بابت جای تبریک دارد؛ اما درباره داستان دوست عزیزمان خانم رفعت طوفان به دو نکته‌ی مهم باید بپردازیم:

اول این‌که ایشان اسم مناسبی برای داستان خود انتخاب نکرده است. اسم داستان نقش بسیار مهمی در جلب توجه خواننده دارد. اگر اسم جذابی برای داستان‌های خودمان انتخاب کنیم خواننده با رغبت بیش‌تری آن را دنبال می‌کند، برای همین به دوستان نوقلم توصیه می‌کنم وقتی داستانی می‌نویسند، حسابی وقت بگذارند و اسم جذابی که در راستای پیام و موضوع داستان باشد.

دیگر این‌که نویسنده برای بخش ابتدایی داستانش وقت و انرژی بیش‌تری گذاشته و برای همین ابتدای داستانش خیلی خوب و جان‌دار است؛ اما هرچقدر جلو می‌رویم، داستان به روایت و خاطره تبدیل می‌شود. گویی نویسنده عجله داشته داستانش را زودتر تمام کند.

صدای مادرم از آشپزخانه بلند شد.

- بسه دیگه! تا کی می‌خوای با این ایکس باکس باز کنی؟ کور نشدی؟ صداشم که هفت‌تا محله می‌ره. بابا یه کمی هم به فکر همسایه‌ها باش. به‌خدا از این همه سروصدا دیوونه شدن.

- چی‌کار کنم مادر من، اینم فوتبال تو خونه‌ست دیگه. تا می‌رم بیرون بازی کنم، یکی‌ سر از پنجره بیرون می‌آره، می‌گه: « آهای بچه، آروم‌تر. تازه بچه‌مو خوابوندم.» یکی می‌گه: « آهای بچه، مریض داریم. تازه خوابیده. این‌قدر سروصدا نکن.» یکی می‌گه: « بچه‌جون برو اون‌ورتر. صدا اذیتمون می‌کنه.» خب می‌شینیم تو خونه، فوتبال با ایکس باکس هم شما …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۰۱ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (زمستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.