
گاردین — وقتی فیفتی سنت آلبوم «پولدار شو یا در این راه بمیر» را منتشر کرد، من یک بچهمدرسهایِ چهاردهساله بودم. در کلاس، بچههایی که عقلشان بیشتر از بقیه میرسید میگفتند اولین آلبوم هیپهاپِ او از همین حالا اثری کلاسیک است و ماجراهای این رَپِر را با شوروشوق دنبال میکردند: «میدونستی نُه تا تیر خورده؟». این سوءقصد نافرجام علیه فیفتی سنت لقبِ سلطان ضدگلولۀ رپِ گانگستری را به او داد و به اصلیترین ترفند او برای جذب مشتری بدل شد. من و دوستانم هم خیلی راحت گولش را خوردیم. اولین آلبوم او پرفروشترین آلبوم سال ۲۰۰۳ شد و ۱۲ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت. شاید کرتیس جکسون [۱] سیاهپوست و فقیر به دنیا آمده باشد، اما حالا و در نقشِ فیفتی سنت ۳۰ میلیون دلار ثروت دارد.
کم پیش میآید چیزی را مجابکنندهتر از حکایتهایی بیابیم که از غلبه بر مشکلات و رسیدن به موفقیتهای خودساخته میگویند. غریبهها را همه دوست دارند، چون بیشترِ ما تهِ دلمان باور داریم که همۀ ما یکی هستیم، و هر نسل منبع الهام خودش را دارد. خودِ من فریب همین ظهور پیدرپیِ شیادان موفق هیپهاپ را خوردم.
من در تاتنهام، در شمال لندن، بزرگ شدم، ناحیهای بین لندن و حومههای هرتفوردشایر با ساکنانی از نژادهای مختلف و هویتی که برمبنای باشگاه فوتبالِ سابقاً ضعیفش و محلۀ کارائیبیها، غناییها و قبرسیهای ترک شکل گرفته بود. از وقتی به یاد دارم، این گوشه از شهر همیشه بهخاطر شورشهای ضدپلیس که از دهۀ ۱۹۸۰ آغاز شده بدنام بوده است. مادری جامائیکایی در پیِ ورود ناگهانی مأموران پلیس به خانهاش جانش را از دست میدهد، حین نزاعی که پس از آن درمیگیرد هم یک پلیس کشته میشود و ازآنبهبعد تنش میان مسئولان و ساکنان شهر شدت …