انسان‌ها در بازار چه می‌کنند؟<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

انسان‌ها در بازار چه می‌کنند؟

درآمدی بر ناگفته‌های نظم بازار با توجه به اندیشۀ هایک

نقدنامه علوم انسانی

۱۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

بازار ناپایدار است همچون جهان. آکنده از نیروهای ناشناخته که هر از گاهی ظاهر می‌شوند و معادلات معمول را به هم می‌ریزند و پیش‌بینی‌های دقیق را بر باد می‌دهند. هرقدر جهان بی‌بنیاد است و در پی زوال هر امر ثابتی، بازار نیز روزانه ارزش چیزها را معین می‌کند و با خونسردی تغییر می‌دهد. شاید گفته شود که این تشبیهی غلط است چرا که برخلاف جهان بی‌انتها، محیط بازار کاملاً انسانی است و هرچند پیچیده، نمی‌تواند ربطی به نیروهای ناشناخته داشته باشد. اما مگر نه اینکه در بازار نیز انسان‌ها، آن ناشناختنی‌ترین عرصۀ ظهور بدن‌هایشان را حاضر کرده و نشان می‌دهند که آنچه جنبۀ مادی زندگی‌شان نامیده می‌شود، چقدر بی‌انتها و ناپیداست. گویا انسان‌ها در بازار یکدیگر را گم می‌کنند تا میدانی ناآشنا پدید آورند و خود را به آزمون بخت آن سپارند. این بخت با آن‌ها چه می‌کند، جز آنکه با ناپیدایی و بی‌قراری خویش، زندگی‌شان را وسعت می‌بخشد و اجازه نمی‌دهد بدن‌شان حقیر خوردن و خفتن شود. تلاش مداوم ما در بازار برای نگه‌داشتن ارزش کار و زندگی، همان تلاش انسان است در جهان برای نگه‌داشتنِ معنی هستی خود و مراقبت از بیهودگی.

چنین درکی از بازار، که آن را تبدیل به عرصه‌ای خودآیین و گریزپا از هر کنترلی در زندگی انسان می‌کند، هرچند همواره امکانی نهفته در ذات زندگی مادی انسان بوده است، با این حال پس از قرن هجدهم در انگلستان کشف شد. انگلستان، برخلاف اروپا، آزادی انسان را نه در روح که در بدن می‌جست. آزادی انسان در روح هرچند با نیروی ایدۀ مطلق پشتیبانی می‌شد و می‌توانست انسان را به‌جای خدا بنشاند، اما برای انگلستان رضایت‌بخش نبود. انگلستان هیچ ستیزی با خدا نداشت و ابداً تصور نمی‌کرد که دین می‌تواند تهدیدی برای آزادی انسان باشد، بلکه …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۵ مجلهٔ نقد‌نامه علوم انسانی (خرداد ۱۴۰۳) منتشر شده است.