
ایان — «هیچ جنبندهاى در روى زمین نیست و هیچ پرندهاى با بالهاى خود در هوا نمىپرد مگر آنکه چون شما امتهایى هستند».[۱] این کلام قرآن در سورۀ انعام است، یکی از نمونههای متعددی که خداوند جاندارانِ غیرانسان را میستاید و حتی به آنها تشخص میبخشد. جانوران نه پاکتر و ارزشمندتر از انسانها هستند، و نه کمارزشتر. به همین دلیل است که ساره طلیلی، پژوهشگر اسلام و محیطزیست، میگوید قرآن خدامحور است، نه انسانمحور؛ خدا را در مرکز هستی قرار میدهد، نه انسان را، چون، همانطور که طلیلی در کتاب حیوانات در قرآن [۲] مینویسد، «هر موجودی که خداوند را اطاعت و عبادت کند رضایت او را کسب میکند و در حیات اخروی پاداش میگیرد».
این یکی از اولین متون اسلامی دربارۀ حیوانات است، اما بههیچوجه تنها نمونۀ آن نیست. در شعر پیش از اسلام، مهاجمان صحرا سریع همچون گرگ توصیف میشوند، یا شترانِ آراسته لطافتِ معشوق را تحتالشعاع قرار میدهند (زبانشناس قرنهجدهمی، سِر ویلیام جونز، میگوید «با خودتان میگویید بهجای اینکه اینقدر از شترش بگوید، ای کاش از معشوقهاش بیشتر میگفت»). اندیشمندانی مانند ابنسینا برای حیوانات قائل به ادراکات انسانی هستند، مثلاً اینکه چطور یک گوسفند خطرِ گرگ را احساس میکند. فقیهانی مانند ابنعبدالسلام دربارۀ حقوق متقابل انسان و حیوان بحث کردهاند. عارفان بزرگ با شیرها گشتوگذار میکنند و با پرندگان سخن میگویند. در قصۀ فلسفی حي بن يقظان به قلم ابنطفیل متعلق به قرن دوازدهم میلادی -که با نام فیلوسوفوس اوتودیداکتوس [۳] به لاتین برگردانده شد و احتمالاً رمان رابینسون کروزوئۀ دانیل دفو از آن اقتباس شده- پسربچهای که در جزیرهای گیر افتاده بهدست یک غزال نجات مییابد و گیاهخوار میشود …