فیلسوفی به مرگ می‌خندد و مردم گوش می‌دهند<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

فیلسوفی به مرگ می‌خندد و مردم گوش می‌دهند

آیا ممکن است هایدگر، آن فیلسوف نازی، به دست سایمون کریچلی دلپذیر شود؟

فصلنامه ترجمان علوم انسانی

۲۱ دقیقه مطالعه

sharebookmark
فیلسوفی به مرگ می‌خندد و مردم گوش می‌دهند

کرانیکل آو هایر اجوکیشن — در دل تاریکی مرگ‌بارِ بهار ۲۰۲۰، وقتی آمار جان‌باختگان کرونا در نیویورک بیشتر از همۀ شهرهای دیگر بود، سایمون کریچلی -استاد فلسفه در «مدرسۀ جدید تحقیقات اجتماعی»- دربارۀ فیلسوف آلمانی، مارتین هایدگر، می‌اندیشید.

خیلی زیاد.

معمولاً هایدگر (۱۹۷۶-۱۸۸۹) را در رقابتی تنگاتنگ با تأثیرگذارترین فیلسوف قرن بیستم، یعنی لودویک ویتگنشتاین، می‌شمارند. بدون هستی و زمان او، آن ژرفایی که در سال ۱۹۲۷ به فلسفۀ غرب تزریق شد، اصلاً اگزیستانسیالیسم ژان‌پل سارتر، مفهوم اپیستمۀ میشل فوکو و واسازی دریدا قابل تصور نبود. به قول یورگن هابرماس، که ابتدا شاگرد هایدگر بود و سپس منتقد او شد، حتی اگر «ضد هایدگر بیندیشید» باز ناگزیرید «در کنار او بیندیشید» (دلایل خوبی هم برای ضدیت با هایدگر وجود دارد و مهم‌ترینِ آن‌ها همدستی او با سوسیالیسم ملی [نازیسم] است، که در ادامه بیشتر خواهم گفت. او که کارت عضویت حزب نازی را داشت هیچ‌وقت از تمجیدهای مرگ‌آفرینَش از «عظمت و حقیقت درونیِ» آن جریان ابراز پشیمانی نکرد). در بیرون از فضای دانشگاهی، هایدگر همچون مثال اعلای فیلسوف آلمانی به حیات خود ادامه می‌دهد، اندیشمندِ مرگ، اضطراب، و معنای هستی؛ نویسنده‌ای با نثری دشوار، مملو از کلمات مرکب برای مفاهیمِ غریبی چون Seinsvergessenheit (فراموشی هستی) و Befindlichkeit (یافتگی). هایدگر، در سخنرانی‌ای به سال ۱۹۶۱، با صدای بلند می‌پرسد برای اندیشیدن به راز وجودیِ هستی به کجا باید رفت، و با آن شعف همیشگی‌اش به سؤال خویش چنین پاسخ می‌دهد: به قبرستان‌ها.

ژرف‌اندیشیدن به هایدگر از چیزهایی است که کریچلی را بدان می‌شناسند، کسی که خود را پدیدارشناسِ وجودی می‌داند و خوش دارد بگوید (به نقل از مونتنی که اندیشۀ سیسرون …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۹like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۲۴ فصلنامه ترجمان علوم انسانی (پاییز ۱۴۰۱) منتشر شده است.