
آتلانتیک — جولی بک، روزنامهنگار مجلۀ آتلانتیک، در ستونی هفتگی، به گفتوگو با دو دوست مینشیند. در این شماره سراغ هِیلی سَمسِل و آنا ویلانوی ۲۲ساله رفته است و از خلال داستان دوستی آنها، دربارۀ علاقهشان به گروه موسیقی بیتیاس پرسیده است.
جولی بِک: چطور با هم آشنا شدید؟
آنا ویلانو: ما ۱۵ سال است که با هم دوستیم. سال دوم دبستان همکلاسی شدیم و در یکی از فوقبرنامههای مدرسه هم با هم بودیم. منِ کلاسدومی اینطوری بودم که، خب، با آن کسی دوست میشوم که قبلاً دیدهام. بنابهدلایلی، اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که از هیلی بپرسم حیوان محبوبش چیست. آن زمان حیوان محبوب خودم گورخر بود، و حیوان محبوب او هم گورخر از آب درآمد، و این شروع دوستیمان بود. در مدرسه انگار ما را به هم دوخته بودند. یادم است همیشه راهی پیدا میکردیم تا برای درسهای فوقبرنامه و اینچیزها با هم باشیم.
هیلی سمسل: همۀ فکر و ذکر آنا و من این بود که با هم باشیم. در دبیرستان، آنا عاقبت عضو هیئت تحریریۀ روزنامۀ مدرسه شد، فقط چون میدانست این کاری است که من میخواهم بکنم. این فکر همیشۀ خدا توی سرمان بود که «باید مطمئن شویم حداقل یک کلاس با هم داریم تا بتوانیم از دبیرستان جان سالم در ببریم».
بِک: دبیرستانی که بودید چه علایقی داشتید؟
هیلی: به گمانم ما همیشه علایق مشترک زیادی داشتیم. اصلاً همین ما را به هم نزدیک کرد، از گورخر بگیر تا موسیقی و ... .
آنا: بسکتبال.
هیلی: ما عاشق بسکتبالیم. این را هم بگویم که من خیلی خورهام، درنتیجه خیلیها خوش نداشتند به حرفهایم دربارۀ چیزی گوش بدهند که آن هفته شیفتهاش شده بودم. اما آنا جداً عاشق این است که به حرف آدمها دربارۀ چیزهایی گوش بدهد که شوقوذوقش را دارند، حتی اگر خودش …