کی‌ پاپ نجاتم داد<!-- --> | طاقچه

کی‌ پاپ نجاتم داد

استاد دانشگاهی چهل‌و‌چندساله از معجزۀ کی ‌پاپ در زندگی ‌اش می‌گوید

فصلنامه ترجمان علوم انسانی

۲۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark
کی‌ پاپ نجاتم داد

لانگ‌ریدز — اگر کسی پنج سال پیش ‏می‏گفت که من طرفدار کی‏ پاپ خواهم شد، می‌زدم زیر خنده. اگر می‏گفت که واقعاً از یک آیدُلِ کی‌پاپ درس زندگی خواهم گرفت، باز بیشتر تعجب می‏کردم. من در میانۀ دهۀ چهارم زندگی‏ ام هستم، بیست سال است در دانشگاه تدریس می‏کنم، قسط خانه ‏ام را منظم می‏پردازم و از خانواده ‏ای ناکارآمد نجات یافته ‏ام. همچنین دوران پیشایائسگی را سپری می‏کنم -که احتمالاً دلیل چنین دگرگونی ناگهانی و عجیبی در زندگی ‏ام باشد.

***

دربارۀ دوران پیشایائسگی اصلاً چیزی نشنیده بودم ولی وقتی یک رشته علائم جسمی عجیب -از التهاب مفاصل تا بی‏خوابی و افزایش غیرطبیعی اضطراب- کلافه ‏ام کرد، کم‏کم به صرافت افتادم که شاید تقصیرِ چرخۀ جدید قاعدگی ‏ام باشد. کمی تحقیق روابط احتمالی میان آن‏ها را روشن ساخت، همچنین پرده از مطلب تأمل‏ برانگیز دیگری برداشت مبنی بر اینکه دورۀ ناپایدارِ پیش از یائسگیِ کامل چه ‏بسا تا هشت سال طول بکشد. اگر‏ متوسط سن یائسگی در بیشترِ زنان ۵۲ باشد، من احتمالاً باید دست ‏کم هفت‏ سال دیگر این بی‏ ثباتیِ هورمونی و تبعات جسمی ‏اش را تحمل و مدیریت کنم. معمولاً سرحال نیستم و دست‏کم می‏توانم بگویم که برایم آزاردهنده است، گرچه تردید ندارم که موارد وخیم ‏تر از من نیز هست. بدنی که پیش‌ازاین نادیده‌اش می‏گرفتید، با انواع دردها و ناراحتی‏ها یا اتفاقاتِ غیرعادی، درخواست توجه می‏کند، مثل هجوم ناگهانی آدرنالین هنگام خواب که شما را از فکر اینکه چرا قلبتان با چنین شدتی می‏تپد بیدار نگه می‏دارد، جلسه ‏ای کاری که عموماً مسئله‏ ای نگران‏ کننده تلقی نمی‏شده به‏ تدریج موجب اضطرابی غیرمعمول می‏گردد. حتی ممکن است از ملاقات سادۀ دوستان قدیمی احساس عصبانیت و اضطراب کنید. بعد گریه‏ های بی‏ اختیار …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱۳like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۲۴ فصلنامه ترجمان علوم انسانی (پاییز ۱۴۰۱) منتشر شده است.