برای یک دیکتاتور امکان این وجود دارد که به شیوهای لیبرال حکمرانی کند.
هایک
۱. مقدمه
ادبیات تحقیق حوزۀ فلسفۀ حقوق و اقتصاد سیاسی مملو از اصطلاحات تخصصی است. «آزادی» در معنای لیبرتی، «دولت» و «حاکمیتِ قانون» از آن دست کلیدواژههایی هستند که بسته به نوع مکتب فکری، روایات متنوعی از آنان ارائه شده است. هایک بهعنوان یکی از اثرگذارترین اقتصاددانان دورۀ مدرن که از قضا در منظومۀ فکریاش به مباحث فلسفۀ حقوق و اقتصاد سیاسی نیز توجه داشته است، در سهگانۀ «قانون، قانونگذاری و آزادی» به این مفاهیم پرداخته است؛ به عبارت دیگر این سه مفهوم قطعات اصلی پازل فکری هایک را تشکیل میدهند. هستۀ اصلی و مرکزی تحلیل هایک در سهگانه، ایدۀ «نظم خودجوش» است. نظم خودجوش به رابطۀ عرضه و تقاضا در بازار محدود نمیشود، بلکه در وهلۀ نخست، این نظم خودجوش در شکلگیری قواعد، نهادها و سنتها اهمیت دارد. در واقع هایک نگاه تکاملی به شکلگیری قواعد دارد. نحوۀ شکلگیری قواعد مبتنی بر نظم خودجوش در مجلد اول سهگانه به صورت کامل مورد بحث قرار گرفته است. هدف نوشتار حاضر تمرکز بر مسئلۀ شکلگیری قواعد یا مکانیسم نظم خودجوش نیست، بلکه بالعکس نوشتار حاضر از پیش، اهمیت محوری این نوع نظم و فرایند تکامل شکلگیری قواعد در اندیشۀ هایک را پذیرفته و در عوض بر اقتضائات این نوع نظم و قواعد شکلگرفتهشده تمرکز خواهد داشت.
آزادی، دولت و حاکمیت قانون، هر سه ایدههایی هستند که جایگاه خود را با توجه به فرایند تکاملی شکلگیری قواعد مبتنی بر نظم خودجوش به دست میآورند، به عبارت دیگر، خاستگاه این ایدهها در نظم خودجوش است. عدم توجه به نکتۀ فوق باعث ایجاد کژفهمی و سوءفهم دلالتهای اندیشۀ هایک میشود. اگر محققان و هایکپژوهان به نکتۀ فوق توجه …