
گاردین — یک سال و نیم است که مردمِ سراسر دنیا در چنگ بیماریِ همه گیری گرفتار شده اند -اما نه لزوماً یک بیماری واحد. در جهان مرفه نوعی بیماری تنفسیِ ویروسی، موسوم به کرونا، ناگهان به علت اصلی مرگ ومیر بدل شد، ولی در بیشترِ کشورهای جهانِ درحالتوسعه مایۀ اصلی نابودی نه این ویروسِ جدید که آثار ثانویِ آن بود: برنامه هایی که برای مقابله با ویروس کرونا از سوی ما، و همچنین آنها، اتخاذ شد. ضعف های ممالک فقیر و غنی یکسان نیستند.
هر بار که با اعضای خانواده ام در غنا، نیجریه و نامیبیا صحبت میکنم، دوباره یادم می آید که وقایع جهانی چه بسا اتفاقاتی عمیقاً محلی نیز باشند. تأثیر کرونا بر زندگی و معاشِ مردمِ این مناطق بسیار متفاوت از آثار آن بر مردم اروپا و آمریکا بوده است. علاوه بر قلمروهای اقتصادی و تحصیلی، این موضوع در حوزۀ بهداشت عمومی نیز صادق است و، در تمام این موارد، مسئله مرگ و زندگی است.
میانگین سِنی در سه کشوری که نام بردم بین ۱۸ تا ۲۲ سال است و، با افزایش سن، وخامت کرونا به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. یکی از عوامل عمده ای که کرونا را مهلک میسازد ایجاد اخلال در مدیریت بیماری های دیگری نظیر ایدز، مالاریا و سِل است. فقط در آفریقا، ۲۶ میلیون نفر مبتلا به ایدز هستند و در هر سال صدها هزار نفر از آنها میمیرند و مالاریا، که به خصوص نوزادان و کودکان تازه راه افتاده را میکُشد، حدود چهارصد هزار قربانی میگیرد.
این ارقام کوچک نیستند، ولی در گذشته بزرگتر از اینها بوده اند -تلاشهای گسترده در زمینۀ خدمات درمانی باعث شده این رقمها کمتر شوند. اما، در بحبوحۀ کرونا، مراجعۀ مردم به مراکز درمانی دشوارتر و گاهی متوقف شد و کادر درمان نیز، بهاجبار، سرکشی های دوره ایشان …