حالا که کتاب‌ها را کنار گذاشته‌ایم، آیا به فرهنگ شفاهی دوران باستان بازمی‌گردیم؟<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

حالا که کتاب‌ها را کنار گذاشته‌ایم، آیا به فرهنگ شفاهی دوران باستان بازمی‌گردیم؟

تدریس کامو در میانۀ ترس از «کار بیهوده و مأیوس‌کننده»

فصلنامه ترجمان علوم انسانی

۱۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark
حالا که کتاب‌ها را کنار گذاشته‌ایم، آیا به فرهنگ شفاهی دوران باستان بازمی‌گردیم؟

بافلر — با این شیب تندشونده‌ای که بحران‌های سیاسی و اجتماعی و طبیعی در کشور ما پیدا کرده، دیگر باورداشتن به پیشرفت، یعنی اینکه با نیت خیر و ثبات در عمل می‌توان به جهان بهتری رسید، کار ساده‌ای نیست. زمان‌هایی بود که به نظر می‌رسید تاریخ در قوس صعود خود به‌سوی عدالت در حرکت است، اما اخیراً انگار ماجرا برعکس شده است. انگار سنگ بزرگی را بر دوش گرفته‌ایم و به قلۀ کوه رسانده‌ایم، و حالا با دهانی باز و چشمانی گشاد می‌بینیم که چطور دوباره به پایین کوه می‌غلتد. احساس می‌کنیم که در این وضع ناگوارِ ما چیزی پوچ یا درواقع سیزیف‌گونه وجود دارد.

آلبر کامو نیز در زمان خودش همین حس را داشت. اواخر دهۀ ۱۹۳۰، این نویسندۀ فرانسوی‌الجزایری به دلایلی حق داشت فکر کند که محکوم به عقوبتی مشابه با این قهرمان اساطیری، یعنی سیزیف، است؛ در نوجوانی سرفه‌های خونی می‌کرد. تشخیص دادند سل دارد و این باعث شد هر روزِ زندگی برایش مثل آخرین روز زندگی باشد. فرزند مادری تقریباً کر و لال و بی‌سواد بود و این باعث می‌شد لحظاتش را با کسی که بیش از همه دوستش می‌داشت در سکوت بگذراند. به‌عنوان جوانی چپ‌گرا، شاهد این بود که چطور با قدرت‌گیری نیروهای تمامیت‌خواه در سراسر اروپا دولتِ برآمده از جبهۀ خلق در فرانسه فرومی‌پاشد.

همۀ این‌ها چقدر پوچ، چقدر بی‌معنی به نظر می‌رسید و چقدر آن جملۀ آغازین کامو در جستار افسانۀ سیزیف اضطراری بود: «فقط یک مسئلۀ فلسفیِ واقعاً جدی وجود دارد، و آن هم خودکشی است». اما تازه در پایان این جستار است -وقتی کامو به استقبال زندگی می‌رود، نه مرگ- که آن قهرمان یونانی اساطیری را معرفی می‌کند. «خدایان سیزیف را محکوم کرده بودند که بی‌وقفه سنگی را به بالای کوه بغلتاند، به جایی که دوباره بر اثر وزنش به پایین …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱۳like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۲۳ فصلنامه ترجمان علوم انسانی (تابستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.