
آتلانتیک — ریچتی در شانزدهسالگی با نمرات عالی به دانشگاه امآیتی راه یافت. ریچتی که درحالحاضر ساکن ایلینوی و سردبیرِ علمی روزنامه است میگوید والدینش به او فشار میآوردند که نهایت استفاده را از استعدادهایش بکند. «من دانشجویی خیلی خیلی عالی بودم که، صادقانه بگویم، همان اول راه زمین خوردم. تحصیلاتم در امآیتی را نیمهکاره رها کردم و بااینحال عاقبتبهخیر شدم». میگوید نمیخواهد از سه فرزند خودش انتظار بیشازحدی داشته باشد، اما درعینحال نگران است که نکند دخترش در هیچ زمینهای «استثنائی» نباشد. «از اینکه در خان آکادمی دو سالِ کامل از همسنوسالهایش جلوتر نیست عصبی میشوم. بچههایم را مجبور کردهام علاوه بر کلاسهای مدرسه دورههای خان آکادمی را هم بگذرانند و دخترم همهاش حدود یک سال از مقطع تحصیلیاش جلوتر است».
روانشناسان برای این موضوع که ریچتی را درگیر کرده است اسمی دارند: کمالگراییِ دیگرمحور [۱]. در این نوع کمالگرایی، فرد توقعات غیرواقعی خود را در بیرون از خود جستوجو میکند، مثلاً در همسرش، همکارانش و در فرزندانش. بسیاری از کمالگرایانِ دیگرمحور در برداشتِ ذهنیشان خودشان را کامل و دیگران را ناقص میبینند. وقتی زندگی آنطور که انتظار دارند پیش نمیرود، این برداشتها تبدیل میشوند به اتهامزنی: کاش این کار را درست انجام داده بودی، آن وقت خوشحالتر بودم. گوردن فلِت، محقق و استاد روانشناسی در دانشگاه یورک کانادا میگوید «اینها افرادی هستند که معمولاً چندان راضی نیستند». پول هیویت، مسئول آزمایشگاه کمالگرایی و آسیبشناسی روانی در دانشگاه بریتیش کلمبیا، ظاهرِ بیرونی کمالگرایی دیگرمحور را در یک جمله اینطور توصیف …