استعمار اذهان<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

استعمار اذهان

مجله همشهری

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

برآمدن «اومانیسم» در مغرب زمین هر چند با فاصله۲ قرنی پیش از ضابطه‌­مندی کردن فلسفه آن توسط دکارت و بیشتر با داعیه بازگشت و ترویج هنر، ادبیات، روتریک، معماری و... یونان صورت پذیرفت می‌تواند به این فیلسوف مؤسس منتسب شود. اومانیسم را می‌توان بنیاد فلسفی آنچه ما امروز مدرنیته می­خوانیم و غالباً در چارچوب مفاهیم و مقولات تعریف شده در آن می‌­اندیشیم دانست. بدین‌ترتیب مدرنیته برآمده از اومانیسمی است که دکارت بنیان‌های فلسفی آن را پی­‌افکند وی با اعلام ضابطه مشهور به کوژیتو (می­اندیشم پن هستم cogito ergo sum) نبوغی انسان را در مرکز عالم قرار داد؛ عالمی‌که پیش از اومانیسم و مدرنیته خداوند در مرکز و محور آن قرار داشت. بگذریم از اینکه ضابطه کوژیتو اعلام بنیادین‌تر بودن معرفت­شناسی بر هستی‌شناسی نیز بود. مدرنیته که بنیان فلسفی اساسی آن اومانیسم بود با استعمار پیوندی عمیق وثیق و حتی توان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱ مجلهٔ همشهری (فروردین ۱۴۰۴) منتشر شده است.