
شبکههای اجتماعی افراطیترین جلوهٔ برابری دموکراسی هستند. امکاناتی که دونالد ترامپ در توییتر دارد، فینفسه، فرقی با کودکان پناهجوی سوری یا فقیرترین کارگران آسیای شرقی ندارد. شبکههای اجتماعی «فاصله» را، که بنیاد ساختارها و سلسلهمراتبهای اجتماعی است، از میان برداشتهاند. بدینترتیب سیلابی به راه افتاده است که دوست و دشمن در آن غرق شدهاند. بیونگ چول هان سودای اندیشیدن به این سیلاب را دارد، اندیشیدنی که به تعبیر او مستلزم «کندی، سردرگمی و فاصله» است.
لسآنجلس ریویو آو بوکز — بیونگ چول هان را میتوان یکی از بهترین نامزدها برای فیلسوفِ دورانِ کنونی در نظر گرفت. اگرچه ۲۰ سال از زمان انتشار نخستین کتابش میگذرد -اولین کتاب او یک تکنگاریِ خواندنی دربارهٔ مفهوم استیمونگ [۱]، یا ملال، در آثار هایدگر بود-، آثار او فقط از سال ۲۰۰۹ به این سو به دیگر زبانها بازگردانده شده است. حالت دروننگرانهٔ کتابِ نخستش بر کتابهای بعدی او نیز حاکم بوده است، و چرخشی مشخص بهسوی امر سیاسی، و بهویژه بهسوی مدلهای تاریخی اجبار، تنها با انتشار کتاب قدرت چیست؟ [۲] در سال ۲۰۰۵ نمایان شد. در سال ۲۰۱۰، هان کتاب ساختارشکن خود را منتشر کرد، که با نام جامعهٔ فرسوده [۳] به انگلیسی ترجمه شده است، و کمکم در خارج از آلمان، کشور محل اقامتش، مورد توجه قرار گرفت. از آن پس، آثار او به بیش از دهبیست زبان بازگردانده شده و، طی دو سال گذشته، آمریکا و انگلیس هم به این جریان پیوستهاند: اکنون استنفورد و ام.آی.تی هر کدام دو کتاب منتشر کردهاند، و سه کتاب دیگر هم در ماههای آتی منتشر خواهد شد.
بیگمان پسزمینهٔ نامعمول هان به جاذبه و گیرایی او کمک کرده است. او در سال ۱۹۵۹ در سئول متولد شد و، پس از اتمام دبیرستان، در …