مینا از خواب بیدار شد و به سمت پنجره چوبی اتاق رفت. مینا پنجره را باز کرد و حیاط را نگاه کرد.
نسیم خنکی وارد اتاق شد و صورت مینا را نوازش کرد. بوی خاک باران خورده همهجا را پر کرده بود.
آواز گنجشکها خبر از آمدن …
ویژه مشترکین بینهایت
مینا از خواب بیدار شد و به سمت پنجره چوبی اتاق رفت. مینا پنجره را باز کرد و حیاط را نگاه کرد.
نسیم خنکی وارد اتاق شد و صورت مینا را نوازش کرد. بوی خاک باران خورده همهجا را پر کرده بود.
آواز گنجشکها خبر از آمدن …
این نوشته را پسندیدی؟
این نوشته در شمارهٔ ۳۰۷۸ مجلهٔ کیهان بچهها (زمستان ۱۴۰۰) منتشر شده است.