
چارچوب مرسوم مسئلۀ حریم خصوصی آنلاین فرض میکند که ارتباط ما با شرکتهای اینترنتی بر مبنای یک «قرارداد» است، چیزی شبیه «قرار اجتماعیِ» هابز، لاک و روسو: از حریم خصوصی یا آزادیمان در قبال دریافتن «چیزی» صرفنظر میکنیم. ولی نظریهپردازانِ کلاسیک برای اینکه چرا باید آزادی خود را برای پیوستن به اجتماع فدا کنیم توضیح قابل قبولی داشتند، نظیر ترس از مرگ یا گرسنگی. اما این منطق نمیتواند پیوستن افراد امروزی به شبکههای اجتماعی آنلاین را توجیهکند. بنابراین چرا، با وجود تمام هشدارهای جدی، افراد آگاه به شبکههای اجتماعی میپیوندند؟
پوینت — ابتدای یک گزارش اخیر مجلۀ وایرد نوشته است: «اگر از یک شبکۀ اجتماعی آنلاین استفاده میکنید، قسمت مهمی از حریم خصوصی خود را از دست میدهید، به لطف شرکتهایی همچون گوگل و فیسبوک که مثل جانواران همهچیزخوار اطلاعات شما را جمعآوری میکنند.» این جمله فرضیهای شایع را منعکس میکند: مشکل حریم خصوصی آنلاین آسیبپذیری اطلاعات شخصی ما در برابر غولهای فناوری است. این نوع تفکر حداقل در میان روشنفکران چپگرا چنان مرسوم شده است که دِیو ایگرز رمانی دربارهاش نوشته است.
خواه هشدارها دربارۀ آنچه ایفگنی مارازوف «کالاییشدن روزافزون اطلاعات شخصی» میخواند موجه از آب درآیند یا خیر، تاریخ معاصر نشان میدهد که ما همچنان این هشدارها را نادیده خواهیم گرفت. گویا بهعنوان یک جامعه تصمیمی گرفتهایم، تصمیمی که نمیتوانیم مدعی شویم ناآگاهانه است: ما میخواهیم به استفاده از گوگل، فیسبوک و آمازون ادامه دهیم، فارغ از بهرهبرداریهایی که احتمالاً از ایمیل شخصی و سوابق جستوجوهای اینترنتی و خریدهایمان میکنند. اغلب اشاره شده است که افشاگریهای اخیر دربارۀ قابلیتهای بیسابقه و …