علیهِ ماه‌عسل | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

علیهِ ماه‌عسل

ماه‌عسل در گذشته فرصتی بود برای ایجاد صمیمیت میان عروس و داماد، اما امروز شاید ایده‌ای احمقانه باشد

فصلنامه ترجمان علوم انسانی

۲۱ دقیقه مطالعه

sharebookmark
علیهِ ماه‌عسل

سفری رؤیایی. سفری که قرار است به‌‌یادماندنی‌‌ترین و خوش‌‌ترین سفر عمرتان باشد. اما اگر به‌‌اندازۀ کافی خوش نگذرد چه؟ اگر هیچ حس خوشایندی وجودتان را لبریز نکند، یا اصلاً اگر کل روزهایِ سفرتان باران ببارد و دریا توفانی باشد؟ وقتی در سفر مدام با خودمان فکر می‌‌کنیم آیا «دارد خوش می‌‌گذرد؟» یا نه، دیگر حسِ طبیعیِ فراغت از زندگیِ معمول را از دست می‌‌دهیم و مشکل ماه‌‌عسل دقیقاً همین است.

پوینت — همسرم روی صندلیِ تاشوِ ساحلی نشسته است. از روی کتابش خیره می‌‌شود و مرا می‌‌بیند که به تعدادی فُک نزدیک می‌‌شوم که روی شن‌‌ها آرمیده‌‌اند. تنها اندکی بیش از هزار عدد از این فک‌‌های راهب هاوایی (۱) در جهان وجود دارد. هنگامی که این فک‌‌ها در سواحل مشاهده می‌‌شوند، داوطلبان با طناب گرداگرد آن‌‌ها ناحیه‌‌ای را مشخص می‌‌کنند که بتوانند در آن بدون مزاحمت استراحت کنند.

بدین‌‌ترتیب، عبور من از یکی از این طناب‌‌های مرزی، که تا زانو ارتفاع دارد، توجه تمام افرادی را جلب می‌‌کند که لبۀ طناب ایستاده‌‌اند و فک‌‌ها را تماشا می‌‌کنند. این فک‌‌های در حال ‌‌استراحت همچون تخته‌‌سنگ‌‌های صاف قهوه‌‌ای به نظر می‌‌رسند که روی شن‌‌ها آرمیده‌‌اند. آن‌‌ها حرکت نمی‌‌کنند. همان‌‌طور که به فک‌‌ها نزدیک می‌‌شوم، تمام تماشاگران، ازجمله همسرم، نفسشان بند می‌‌آید. هنگامی که خیلی نزدیک می‌‌شوم، تنها به ‌‌فاصلۀ چندقدمی، نزدیک‌‌ترین فک سر خود را از زمین بلند می‌‌کند و به‌‌سوی من برمی‌‌گرداند. بینی‌‌اش ناگهان مستقیم به‌‌سمت بالا کشیده می‌‌شود. دو بار صدای «هائول... هائول» از آن خارج می‌‌شود که شبیه به صدای جابا (۲) است: عوعوی خِس‌‌خِسی که به‌‌نحوی در هوا مرتعش می‌‌شود که حاکی از تجاوز به حریم اوست.

از نگاه همسرم، جذاب‌‌ترین بخش …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۳ فصلنامه علوم انسانی ترجمان (بهار ۱۳۹۶) منتشر شده است.