
ژاکوبین — در سال ۲۰۱۵، وبلاگ «صبر کن ولی چرا» شروع به انتشار مجموعهای درمورد ایلان ماسک و ماجراهای مختلف او کرد. نوشتههای طنزآمیز تیم اوربان، نویسندۀ وبلاگ، بیش از آنکه بازرسی زندگی ماسک باشد شبیه تذکرة الاولیا بود و ماسک را چون نابغهای رؤیایی به تصویر میکشید که عمیقاً نگران آیندۀ بشریت است و دستش به هر فناوری جدیدی بخورد آن را طلا میکند.
این مجموعه، که با کمیکهای خیلی ساده ولی جذاب همراه است، با کمیکی شروع میشود که طی آن آدمهای ماسک با اوربان تماس میگیرند و از او میخواهند مصاحبهای با ماسک ترتیب دهد. در آن کمیک، سرِ اوربان، بلافاصله بعد از شنیدن این خبر و از شدت حیرت بهخاطر توجهی که از سوی «مَشتیترین آدم جهان» گرفته، از روی تنش میافتد. خندهدار و بامزه است. بعدتر در این مجموعه، اوربان توضیح میدهد که ماسک چه برنامههای بزرگی برای عرضۀ خودروهای برقی مقرونبهصرفه به مردم عادی دارد، اینکه چطور میخواهد از همۀ ما در برابر هوش مصنوعی محافظت کند و اینکه چطور قرار است ما را به آیندهای شگفتانگیز بدون تغییرات اقلیمی رهنمون شود. ماسک میلیاردری برجسته، اما خودمانی، معرفی میشود که در پی منافع جمعی بشریت است و همیشه آماده است با یک وبلاگنویس خردهپا که نقاشیهای دمدستی میکشد همصحبت شود.
حالا بعد از هشت سال، وقتی به این مجموعه نگاه میکنیم برایمان تعجبآور است. تذکرهای که ماسک برای خودش ساخته بود و اوربان با پشتکار آن را کتابت کرده بود اکنون …