پژوهش در حوزه «استعمارشناسی ایرانی»، بیش از آنکه مربوط به گذشته و تاریخ باشد باید مواجهه امروزِ جامعه با استعمار پیچیدهتر کنونی را که در استکبار جهانی نمود دارد، بنمایاند و نشان دهد که یک ملت چه جایگاهی در مبارزه با استعمار و استکبار و چه حرفی برای گفتن در دنیای کنونی دارد. بهعبارت دیگر، مطالعات سیاسی و جامعهشناسانه در این مورد با رویکردی بهمقوله «نظم جدید جهانی» اولویت دارد. درک دقیقتر تحولات تاریخی نیز با تکیه بر تجربههای هویتی و مبارزاتی یک ملت میسر میشود. بهعبارت دیگر، سایه استعمارشناسی امروزین ما که در پرتو انقلاب اسلامی و مبارزه ملت ایران با استکبار و صهیونیسم جهانی حاصل شده است، بر تجربه تاریخی جامعه ایرانی گسترده میشود و بازبینی و ارزیابی انتقادی تجربهها و مواجهههای گذشته با استعمار هم از منظر وضعیت امروزین انجام میگیرد. تجربه موفق مبارزات ملت ایران با استکبار جهانی در نیم قرن گذشته و مناسبات نوینی که اکنون در جامعه سیاسی ایران شکل گرفته است، مبنایی برای نوعی بازاندیشی، بازتعریف و بازآفرینی انتقادی در تمام وجوه گوناگون تجربههای تاریخی ایرانی است. بهویژه که شکلگیری نظام جمهوری اسلامی باعث شده است که رابطه مستحکم و منسجمی میان گذشته، حال و آینده هویت ایرانی بهوجود آید.
شکلدهی تخیلهای سیاسی و اجتماعی جدید در مبارزه با استکبار جهانی، خود نیازمند بازآفرینیهای تاریخی جدیدتر و برساختهای اجتماعی تازهتری از واقعیات تاریخی گذشته است. بنابراین توجه بهتحولاتی که نوعی گسست تاریخی در تاریخ مبارزاتی ملت ایران محسوب میشوند، خواهد توانست چنین رسالتی را بهانجام برساند. از طرف دیگر هویت ملی در مسیر مبارزات ملی و در فرایند زمان شکل میگیرد و از رویدادها و تحولات …