ما خشمگینیم و عضو شبکه‌های اجتماعی | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ما خشمگینیم و عضو شبکه‌های اجتماعی

چرا عصر ما این‌قدر انباشته از خشم است؟

فصلنامه ترجمان علوم انسانی

۱۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark
ما خشمگینیم و عضو شبکه‌های اجتماعی

احساسات به دو دستۀ بزرگ تقسیم می‌شود. احساسات مثبت، مثل محبت و همدردی، ما را ترغیب می‌کنند تا به کسی که منشأ آن احساس است نزدیک شویم، و درمقابل، احساسات منفی، مثل انزجار و شرم، باعث می‌شود تا از منبع آن‌ها دوری کنیم. اما یک حس استثناست: خشم. خشم ظاهراً حسی منفی است، اما وقتی در وجودمان فوران می‌کند می‌خواهیم به طرف مقابل نزدیک شویم و نابودش کنیم. حالا که شبکه‌های اجتماعی ما را از همیشه به هم نزدیک‌تر کرده‌اند، خشممان چه تغییراتی کرده؟

گاردین — همسایه‌ای به یک زوج جوان نیوکاسلی که در خانۀ خودشان برهنه می‌گشتند اعتراض کرد. «حالمان دیگر دارد از دیدن اسافل بدن شما به‌ هم می‌خورد». این حرفِ اصلیِ یادداشتی بود که این‌گونه به اوج می‌رسید: «به‌خاطر برهنگی بی‌شرمانه‌تان از شما دو تا شکایت می‌کنیم». این مسئله‌ای کوچک، حاشیه‌ای و بی‌اهمیت است، ارتباطی با روایتی بزرگ‌تر ندارد و جز فورانِ ناراحتیِ انسان‌هایی که نزدیک هم زندگی می‌کنند چیزی را نشان نمی‌دهد. اما وقتی کارین استون (یکی از برهنه‌ها) این یادداشت را روی صفحۀ فیس‌بوکش منتشر کرد، پانزده ‌هزار نفر آن را خواندند. یک برنامۀ رادیویی استرالیایی با او مصاحبه کرد. راستش را بخواهید خودم هم از نظر احساسی شدیداً پیگیر این داستان هستم و حتی بابت دقیقه‌هایی هم که صرف مطالعه در مورد آن کرده‌ام حسرت نمی‌خورم.

از این فوران احساسات مخاطبان متوجه مطلب مهمی می‌شویم: اینکه خو دِ موضوع مهم نیست. موضوع می‌تواند نقض حقوق بشر باشد یا مهمانی‌گرفتن در مرز بین دو خانه؛ تا وقتی موجب خشم حق‌به‌جانب می‌شود فرقی ندارد موضوع چه باشد. کینه چیزی است که هر یک از این موضوعات را به هم پیوند می‌دهد. من نگاهی به آن یادداشت انداخته‌ام: تقابل هرزگی و هنجار، رویاروییِ حروف …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۶like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۸ فصلنامه علوم انسانی ترجمان (پاییز ۱۳۹۷) منتشر شده است.