با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
در انتهای ابرها

دانلود و خرید کتاب در انتهای ابرها

۳٫۶ از ۸ نظر
۳٫۶ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب در انتهای ابرها  نوشته  ناهید گلکار  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب در انتهای ابرها

کتاب در انتهای ابرها نوشته ناهید گلکار است. این کتاب روایت زنی به نام پری است که خودش تصمیم می‌گیرد به خانه سالمندان برود. او خودش این انتخاب را کرده است و برای همین برای راننده تاکسی‌ای که او را آورده است عجیب است. او از پری که همه او را مامان مپری می‌خوانند می‌خواهد که برایش تعریف کند چرا این‌جا است. پری با لهجه شیرین شیرازی‌اش شروع می‌کند تعریف کردن داستان زدندگی‌اش. کتاب روایتی نرم و خوش‌خوان دارد زبان طنز و شوخ‌طبع داستان خواننده را تا انتها با خودش همراه می‌کند.

خواندن کتاب در انتهای ابرها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب در انتهای ابرها

مامان‌پری رفته تو فکر و دیگه به بقیه‌ی حرف‌های اون زن گوش نمی‌داد.

داشت فکر می‌کرد این زنِ ساده‌لوح که ده‌ ساله اینجا کار می‌کنه، همونیه که من می‌خوام!

گفت: آهان حمیده خانم، فکر کنم تو به درد من بخوری. ده ساله اینجا کار می‌کنی، آره؟

شوهر، بچه؟ نداری؟

حمیده یک غم تو چشمش نشست و مثل اینکه لب ورچیده بود، نگاه غمگینی به مامان‌پری انداخت و اونم با همون ریز‌بینی خودش، این غم رو دید.

زن گفت: نه، شوهر ندارم؛ نشد دیگه!

باز مامان‌پری قبل از اینکه حرف بزنه، خندید و گفت: عیب نداره مادر، غصه نخور؛ شوهر همچین چیز تحفه‌ای هم نیست!

نداشتنش یک غم. داشتنش هزار غم داره! چند سال داری؟

آهی از ته دلش کشید و گفت: سی و نه سال؛ ترشیده‌ام، نه؟

مامان‌پری گفت: من که بویی به مشامم نرسیده! از تو بزرگ‌ترم دیدم که شوهر کرده؛ غصه نخور؛ دیر میشه، دروغ نمیشه!

یکی زد به در و از همونجا صدای خانم عامری اومد که بفرمایید صبحانه. و تق تقِ پاشنه‌ی کفشش نشون داد که داره دور میشه.

مامان‌پری گفت: بریم مادر من یک چیزی بخورم بعد اینجا رو تمیز کنیم.

حمیده گفت: ناهار‌خوری تهِ همین سالُنه؛ من می‌برمتون.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
math
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

بر خلاف کتاب های دیگه ای که از خانم گلکار خوندم؛ راویتگر ماجراها، شخصیت اصلی داستان نبود. هر چند داستان نسبتا جالبی بود ولی چه از نظر نثر و چه داستان پردازی فاصله ی زیادی با دیگر آثار این نویسنده

- بیشتر
matin@bb@$
۱۳۹۹/۰۳/۲۶

بد نبود

آبان
۱۳۹۹/۱۲/۲۰

داستانهای خانم گلکار همگی بسیار زیبا وجذاب هستند اما این کتاب به خوبی بقیه نیست

کاربر ۴۵۱۹۰۲
۱۳۹۹/۱۲/۲۵

موضوع جالبی داشت

کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۱۴۰۰/۰۶/۲۵

موضوع جالبی داشت ولی با کتابهای دیگه ایشون متفاوت بود و آموزنده

nima hajihashemi
۱۳۹۹/۰۹/۰۶

خوپ پود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
خدایا به این ننازم که پیوسته به یاد تو بودم؛ به این نازم که اگر من به یادت نبودم، تو به یادم بودی.
کاربر ۳۳۱۱۹۴۷

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۹۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۲/۰۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۸۱-۱۷۹-۸
تعداد صفحات۹۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۲/۰۶
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۸۱-۱۷۹-۸