«میانهٔ باد و باران» رمانی نوشته محمد حسین نوری زاد است پسربچهای با استعداد میان عقیده پدرو مادرش گیر کرده است. پدر عقیدهای عجیب دارد و میگوید فرزندش نیازی به مدرسه و اراجیف آن ندارد و درس زندگی را باید از کوچه و خیابان و طبیعت بیاموزد. مادر اما پنهانی به کودک خواندن و نوشتن یاد میدهد و بلاخره با اصرار زیاد او را به مدرسه میفرستد. پسر که هم آموزههای مادر در او درونی شده و هم پدر، موجودی جالب است که استعدادش او را جذابتر میکند. مادر سه فصل این کتاب با دوران کودکی و جوانی و عاشقی این پسر که نامش محمد است آشنا و همراه میشویم.
داستان از زبان و زاویه دید این سه نفر روایت میشود یعنی، پدر، مادر و محمد.
دور خانه و کوچه و محله گشتی میزنم. بازار تعطیل است. سه ساعت پیش این جا غلغله بود. هنوز نمیتوانم خودم را برای برگشتن آماده کنم. بعد از این همه سال چرا نمیتوانم خانه را گم کنم. اگر در گم کردنِ خانه، اختیاری از خودم داشته باشم، ترجیح میدهم همین اتاق سیاه و نمور را گم کنم که پدر را این طور نبینم. از خانه، از زندگی و از همهٔ چیزهایی که آدم را پابند زندگی میکنند، بیزارم.
زمان روایت در داستان دایرهوار است و نقطهی قوت این داستان، نثر پیراسته، لحن گرم و صمیمی و روایت نو آن است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب میانه باد و باران و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب