
کتاب عمارت آشنا
قیمت:
۱۱۵,۰۰۰
تومان
معرفی کتاب عمارت آشنا
کتاب عمارت آشنا، نوشته پارسا کیادلیری، یک رمان کوتاه درمورد خانهای قدیمی است که آرامش شکنندهی ساکنانش زیر فشار ادعای مالکیت و ورود مهمانان به هم میریزد. بهنام این خانه را پناهگاه خود میداند. فرزاد، همخانهی اجتماعی او، مسئولیت بیشتر کارهای روزمره را پذیرفته است. آمدن پیرمردی مدعی و نوهی شاعرش اختلاف بر سر خانه را به برخوردی میان ترسها، خواستهها و رفتارهای متفاوت تبدیل میکند. نشر سنجاق این اثر داستانی را بهصورت الکترونیکی منتشر کرده است. سرمای زمستان و بارش برف بر اضطراب دیدارها میافزاید. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عمارت آشنا
کتاب عمارت آشنا، به قلم پارسا کیادلیری، یک رمان کوتاه ایرانی است که فضای آن را دروازه، باغچه و اتاقهای خانهای میان چشمانداز کوه و دریا ساختهاند. توصیفهای ابتدای اثر مسیر حرکت در خانه و تفاوت بخشهای مختلف آن را مشخص میکند. اتاق رو به کوه برای بهنام جایگاهی خلوت و حفظ فاصله از دیگران است؛ اتاقهای رو به دریا در اختیار فرزاد قرار دارند. سالن، آشپزخانه و میز بزرگ غذاخوری نیز محل برخورد ساکنان و مهمانان میشوند. خانه در این رمان کوتاه فقط محل وقوع رویدادها نیست. تقسیم اتاقها، انتخاب صندلیها و اجازهی ورود به فضاهای شخصیْ مناسبات شخصیتها را آشکار میکند. راوی با زاویهدید سومشخص علاوهبر شرح ظاهر و رفتار شخصیتها، افکار و نگرانیهایشان را نیز بازگو کرده است.
رمان کوتاه عمارت آشنا تنش اصلی خود را از کنار هم قرارگرفتن شخصیتهایی میگیرد که معنای متفاوتی برای امنیت، احترام و حق قائلند. پارسا کیادلیری از تفاوت میان تصویر ذهنی شخصیتها از خودشان و آنچه در رفتارشان دیده میشود، برای معرفی آنها استفاده کرده است. تقابل پاکیزگی مطلوب بهنام و بینظمی محیطش نمونهای از همین فاصله است. گفتوگوها در این اثر داستانی فقط منتقلکنندهی اطلاعات نیستند؛ اشتباهگفتن نام، لحن تحقیرآمیز یا اصرار بر یک واژه، کوشش برای تسلط بر دیگری را نشان میدهد. داستان از شرح زندگی روزمره آغاز میشود؛ سپس انتظار یک ملاقات، امور عادی زندگی را به تجربهای اضطرابآلود تبدیل میکند.
اثر حاضر چهار فصل دارد.
خلاصه داستان عمارت آشنا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
بهنام و فرزاد در خانهای زندگی میکنند که سهم هریک از طریق پدرشان به آنها رسیده است. هیچکدام حاضر به فروش خانه نیستند؛ بنابراین همزیستی آنها بر مدارا و رعایت عادتهای بهنام استوار شده است. نویسنده این وضعیت را با تماس پیرمردی از بستگان بر هم میزند. پیرمرد ادعا میکند عمارت به خانوادهی او تعلق داشته و مدارکی را برای اثبات حرف خود فرستاده است. فرزاد برای روشنشدن موضوع، او و نوهی شاعرش را به خانه دعوت میکند. بهنام نهتنها نگران سرنوشت خانه است، بلکه حضور شاعر نیز بهشدت آشفتهاش میکند. مهمانان در میانهی برف و سرما از راه میرسند. برخوردهای نخست، پیش از آغاز بحث اصلی، زمینهی تنش را فراهم میکند. اختلاف بر سر اسناد به آزمونی برای خویشتنداری میزبانان و شناخت انگیزههای مهمانان تبدیل میشود؛ آزمونی که مرز میان مهماننوازی و دفاع از حریم شخصی را دشوار میکند.
چرا باید کتاب عمارت آشنا را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب عمارت آشنا را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- توصیف جزئیات خانه ارتباط میان فضای زندگی و مرزهای شخصی ساکنان را نشان میدهد.
- رفتارهای شخصیت بهنام امکان توجه به فاصلهی میان تصور فرد از خود و برداشت دیگران را فراهم میکند.
- گفتوگوهای مربوط به مالکیت، نقش تحقیر و خشم و ظاهرسازی را در کشمکش شخصیتها آشکار میکنند.
خواندن کتاب عمارت آشنا را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب عمارت آشنا به این گروهها پیشنهاد میشود:
- دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان کوتاه با فضای پرتنش درمورد خانهای قدیمی.
- خوانندگانی که به شخصیتهای منزوی و روابط دشوار همخانهها در ادبیات داستانی علاقه دارند.
- مخاطبانی که کشمکش بر سر ارث، مالکیت و حریم شخصی را در داستانها دنبال میکنند.
بخشی از کتاب عمارت آشنا
«روز سوم
صدای گنجشکهای آوازهخوان که در دو روز گذشته کاملاً خاموش بودند، اولین مواجه فرزاد با روز سوم بود. گویا این شروع لطیف، برایش نویدبخش یک روز پرامید و متفاوت از دو روز گذشته را میداد. اما چیزی در وجودش به سادهلوحانه بودن این استنباط میخندید. از صدای آواز پرندگان و آرامشدن باد مشخص بود که احوال هوا در حال بازگشتن به حالت عادی است. پرده را از روی پنجره بهآرامی کنار زد و منظره مملو از برف حیاط پشتی را نظاره کرد. بندآمدن برف برایش آرامشی عمیق و درونی را به ارمغان آورد؛ چراکه تمامی اتفاقات، با بارش برف شروع شده بودند و او بسیار امیدوار بود که پایان برف نیز، پایاندهنده آن دو روز شوم باشد.
ابرها همچنان بر روی آسمان سنگینی میکردند و اجازه خودنمایی را به خورشید نمیدادند؛ هرچند از ظاهر تنک و رنگپریدهشان مشخص بود که نفسهای آخر را میکشند و در طول روز و یا شاید فردا، بالاخره خورشید چهره خسته خود را از نقاب سنگین ابرها بیرون خواهد کشید. منظره حیاط برفی اما بسیار دیدنی بود. فرزاد میخواست ساعتهای طولانی را صرف تماشای آن کند. برفهایی که آرامآرام در حال یخبستن بودند و تمامی منظره بیرون را یکدست سفیدپوش کرده بودند، همچنان مانعی بزرگ بهحساب میآمدند. شهر بسیار کوچک و کم امکانات، اصلاً برای مقابله با چنین برف کمسابقه و سهمگینی آمادگی نداشت. قطعاً رسیدن فرایند برفروبی تا به محله این عمارت که از محلههای دور از مرکز شهر بود، بسیار زمانبر به نظر میرسید. اگر شرایط عادی بود، فرزاد قصد داشت تمامی برف انباشته شده در حیاط را پارو کند. »
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب عمارت آشنا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب
| نام کتاب | عمارت آشنا |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | پارسا کیادلیری |
| انتشارات | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۵/۰۷/۲۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۹۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۱۸۳۲۳۶۱ |
| تعداد صفحهها | ۲۹۹ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۱۵۰۰۰ تومان |
| زبان کتاب | فارسی |
| برچسب | ادبیات ایران |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب خوبی بود
پسندیدم