«روشنگر»، دربردارنده ۶۵ داستان کوتاه در رابطه با همسرداری، ازدواج، فرزندداری و پدر و مادر به گردآوری صابر قاسمی( -۱۳۶۱) است.
در یکی از داستانهای این مجموعه به نام «مادر و نبرد با تمساح» میخوانیم:
«چند سال پیش در یک روز گرم تابستانی در جنوب فلوریدا، پسری کوچک با عجله لباسهایش را درآورد و خندهکنان داخل دریاچه شیرجه رفت.
مادرش از پنجره کلبه نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد.
مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. وحشتزده به طرف دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ــ تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد.
مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح با قدرت میکشید، ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند.
کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریادهای مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد.
پسرک را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی نسبی یافت.
پاهای پسرک با آروارههای تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد، از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد.
پسر پاهایش را عریان ساخت و با ناراحتی زخمها را نشان داد؛ سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: «این زخمها را دوست دارم، اینها خراشهای عشق مادرم هستند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب روشنگر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
روشنگر
عنوان دیگر
۶۵ داستان کوتاه در رابطه با همسرداری، ازدواج، فرزندداری و پدر و مادر
پدر؛
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست..
اما همیشه به جرم پدر بودن
باید ایستادگی کند..
و با وجود همه مشکلات به تو لبخند می زند تا تو دلگرم شوی..
که اگر بدانی:
چه کسی؛ کشتی زندگی را
از میان موج های سهمگین روزگار...بیشتر
ما در پنج سال اول به کودکانمان یاد میدهیم که چگونه راه بروند و حرف بزنند و در مابقی عمر به آنان میآموزیم که چگونه یکجا بتمرگند و خفقان بگیرند.
فیلیس دیلر
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند.. و با وجود همه مشکلات به تو لبخند می زند تا تو دلگرم شوی.. که اگر بدانی: چه کسی؛ کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار...بیشتر
برا من خیلی جالب بود