جملات زیبا از متن کتاب آلیس در سرزمین عجایب | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین خلاصه کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد خلاصه کتاب آلیس در سرزمین عجایبsubscriptionAvailable

خلاصه کتاب آلیس در سرزمین عجایب

خلاصه کتاب

۴.۱(از ۱۲ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۲۷,۹۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ای سوپ گرم و زیبا تو یک کاسه‌ی اعلا با عطر و طعم خوبت دل می‌بری تو از ما ای سوپ گرم و عالی غذای ایده‌آلی پول می‌ریزن به پاهات تو کل این حوالی
Hosna
۱
آلیس از جا جست مقابلش راهروریی سفید دید که خرگوش داشت در آن می‌دوید. خرگوش گفت: «گوش‌ها و سبیل‌های‌ام به سلامت! ببین چقدر دیرم شده!»
نازنین
۰
آلیس ناگهان چنان قد کشید که پاهای‌اش به نظر نقطه‌ای دوردست آمد و سرش به سقف خورد. با خود گفت: «خداحافظ پاهای عزیزم!»
نازنین
۰
مسابقه‌ی دو و قصه‌ی دم‌باله‌دار از آب که بیرون آمدند همه خیس بودند. موش خواست با سخن‌رانی غرایی در مورد ویلیام فاتح آن‌ها را خشک کند، اما تلاشش بی‌نتیجه ماند. در عوض دودو با لحنی پرطمطراق همه را به مسابقه‌ی دو واداشت. او دایره‌ای را به عنوان مسیر مسابقه مشخص کرد و بدون این‌که کسی آماده‌باش بدهد، هر حیوانی هروقت که خواست با هر سرعتی مشغول دویدن شد. نیم‌ساعت که گذشت همه کم‌وبیش خشک شده بودند و دودو اعلام کرد که مسابقه به پایان رسیده است.
نازنین
۰
ملکه گفت: «دنبالم بیا تا او را نشانت دهم.» آلیس پشت ملکه راه افتاد و همان لحظه صدای آهسته‌ی پادشاه را شنید که تمام محکومین به مرگ را تبرئه می‌کرد. ملکه او را نزد موجود بزرگی برد که شیردال نام داشت. آلیس روی شیردال نشست و موجود به سمت ساحل پرواز کرد. روی ساحل لاک‌پشت بزرگی با حالت محزون نشسته بود. آلیس و شیردال پیش پای او نشستند تا قصه‌اش را برای آن‌ها تعریف کند.
نازنین
۰