قرنهای پانزدهم و شانزدهم عصر عظمت امپراتوریهای مسلمان بود: مغولان هند، صفویان ایران، ممالیک مصر و سوریه و سلاطین عثمانی ترکیه. ناظران اروپایی بسیاری هشدار میدادند که دنیای مسیحیت جزیرهای است در محاصرهٔ سیلاب عالم اسلام که مدام نزدیکتر میشود. با سقوط قسطنطنیه به دست سلطان محمد دوم در ۱۴۵۳، به نظر میرسید بقای دنیای مسیحیت اساسآ به خطر افتاده است. افتادن آن شهر به دست ترکان فقط فاجعهای سیاسی و نظامی نبود، بلکه برای اروپای انسانگرا مصیبتی فرهنگی به شمار میآمد. چنانکه آینئاس سیلویوس (بعدها پاپ پیوس دوم) نوشت، «مرگ دوم هومر و افلاطون بود». فتح قسطنطنیه تازه آغاز سلسلهای از فتوحات ترکان در جزایر یونان و نواحی بالکان بود