جملات زیبا از متن کتاب برگ باد | طاقچه
تصویر جلد کتاب برگ بادsubscriptionAvailable

کتاب برگ باد

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
MjavadF
۱
مردم نه فقط منتظر این رویداد بودند، خودشان را هم آماده کرده بودند برای آنکه همه چیز به این صورت اتفاق بیفتد و از ته دل آرزویش را داشتند، بدون ندامت و حتی با رضایتی زودرس برای آنکه روزی بوی تعفن جسمش را، که می‌گندید و غوطه‌ور در هوا تا دورترین نقطه آبــادی می‌رســید، با لذت به مشام بکشند، بی‌آنکه ذره‌ای منقلب شوند، احساس نگرانی بهشان دست بدهد یا از شادمانی‌شان شرمسار باشند، بلکه درست برعکس، خرسند شوند از فرا رسیدن لحظه‌ای که خواهانش بودند
𝚂𝚊𝚖 𝙼𝚘𝚘𝚗
۰
روبه‌روی خودم دیدمش که هنوز اندوهگین و تنها بود. یاد ماکوندو افتادم، یاد جنون مردمش که در جشن‌ها اسکناس می‌سوزاندند؛ برگ باد بی‌مقصدی که همه چیز را حقیر می‌شمرد، که در منجلاب غریزه‌ها می‌غلتید و طعم مطلوبش را در اسراف می‌یافت. زنـدگی‌اش را در ایام قبل از برگ باد به یاد آوردم. و زندگی‌اش را بعد از آن، عطرهای ارزان‌قیمتش را، کفش‌های کهنه واکس‌خورده‌اش، شایعه‌هایی را که دست‌بردارش نبودند، مثل سایه تعقیبش می‌کردند و خودش ازشان بی‌خبر بود.