جملات زیبا از متن کتاب کرم زنده در سیب جهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب کرم زنده در سیب جهانsubscriptionAvailable

کتاب کرم زنده در سیب جهان

مجموعه شعر

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
سرگون بولص، مریم حیدری
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۶۳
چه کسی بودم، پیش از آن‌که من باشم؟
Mohammad
۲۱
من، کِرم زنده در سیبِ جهانم.
نورا
۳
چه زهری بنوشم، با چه سازی برقصم تا از جنون، کناره گیرم...
نورا
۲
دریچه را اگر نگشایی کبوتر به سوی اتاقت نخواهد پرید.
☆Nostalgia☆
۲
کسانی که خبری از آنان نمی‌شنویم کسانی که هیچ‌کس یادی از ایشان نمی‌کند: کدامین باد ردّشان را چنان برده با خود که گویی هرگز نبوده‌اند
مهرنوش
۱
سیگار می‌کشید، به دیوار خیره می‌شد ‫و می‌دانست از خانه که بیرون رود، دیوارهایی دیگر در انتظار اویند و ‫با درندگان روز، روبه‌رو خواهد شد و دندان‌های تیزشان.
مهرنوش
۱
آیا از آن دروغ‌ها به حال تهوع درآمدند؟
مهرنوش
۱
‫می‌گویم: همه‌جا، سنگ هست. ‫می‌گوید و می‌گوید و می‌گوید ‫چرا که رسیده است اما طعم رسیدن را نچشیده ‫و آتش را حس نمی‌کند، ‫وقتی سیگار، انگشتانش را می‌گزد.
مهرنوش
۱
می‌توانی نگاهت را بدزدی. می‌توانی ‫«بی‌راههٔ کتمان» نامش نهی.
مهرنوش
۱
و این سکوت که از کشتاری به کشتار دیگر می‌خزد ‫پُر از شیون است اما ‫دهان، مومیایی.
مهرنوش
۱
از هر بساط ته‌ماندهٔ رازی برمی‌دارم و ‫پا می‌نهم بر ویرانهٔ قصه‌ای.
نورا
۰
بنده‌ام من. ناتوانی که عصا زیر بغل، لنگ‌لنگان به سوی نهایت می‌رود و مرگ با پاهای بُزی سیاه در پی‌اش می‌آید.