«جنوب ایتالیا یه نوع حلزونی زندگی میکنه که میگن باهوشترین شکارچی دنیاست، بهش میگن حلزون فیلسوف. این حلزون پنجسانتی عروسهای دریاییای رو شکار میکنه که تا شیش متر قدشونه، باور میکنی؟»
منتظر بودم برود سر اصل مطلب. حوصلهٔ حیاتوحش نداشتم، ولی جرئت هم نداشتم این را بگویم. بعدِ چند ثانیه مکث گفت «گاهی حاشیهها اصلِ مطلبن، اما من خلاصهش میکنم برات... اونها خودشون رو شکار جا میزنن، به خاطرِ همین تغییر در ذاته که بهشون میگن فیلسوف؛ شکارچی زورش نمیرسه و خودش رو شکار جا میزنه. عروس دریایی هم قورتش میده و اینطوری اونها به مجرای هاضمهٔ مدوزها وارد میشن.» انگار یادش افتاده باشد که من هم باید بدانم، گفت «مدوز اسم عروسهاست. پوستهٔ سخت حلزون مانع هضم شدنش میشه و اینطوری شکار شروع میشه. حلزون به دیوارهٔ معدهٔ عروس دریایی میچسبه و آرومآروم از درون شروع میکنه خوردن. حلزون که به رشد کامل خودش میرسه دیگه خبری از عروس دریایی نیست؛ چون اون رو از درون خورده.»