چنين برداشت كردم كه حواس ما تنها مايهی دردسر و منشأ بدبختی ماست، اما او در توضيح سخنان خود گفت: «منظورم دقيقآ چيزی نيست كه تو برداشت كردهای. من خيلی ساده معتقدم گرچه انسان در سرشت و تخيلات ذاتی خود به پديدههای هماهنگ و موزون بيشتر گرايش دارد تا به پستیها و پليدیهايی كه جهان را يكسر ه به پلشتی میآلايند و شيرازهی آن را از هم میدرند، شكی نيست كه حواس جسمانیمان ما را درست به سوی همين پستیها سوق میدهند، چنانكه گاه به صرافت میافتم آن عبارت مشهور ويرژيل را طور ديگری بخوانم. او در شعر "نيكبختی شگرف" میگويد: "چه خوش میبود انسان، گر ز خوبیها خبر میداشت."
حال آنكه من ترجيح میدهم بگويم :"چه خوش میبود انسان، گر ز زشتیها نمیدانست".»