با خود میگفت: «تموم این اتفاقها تقصیر منه، چون میترسم مبادا به کسانی اهانت کنم که پشتیبانم هستن. خب، حقیقت هم همینه؛ اموراتم به برکت اونا میگذره. از فقیربیچارهها که چیزی عایدم نمیشه. دعا که نمیتونه شکم آدم رو سیر کنه. تا الان که در روی همین پاشنه چرخیده و نتیجهش هم همین اتفاقها بوده. تقصیر منه. به کسانی خیانت کردهم که واقعآ بهم دلبستهن و ایمانشون رو نثارم کردهن، کسایی که میآن سراغم تا پیش خدا شفاعتشون رو بکنم.