جملات زیبا از متن کتاب لی لی و باغ های جهنم | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب لی لی و باغ های جهنمsubscriptionAvailable

کتاب لی لی و باغ های جهنم

۲.۸(از ۱۹ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
پیام ناصر
publisherانتشارات:
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی:
رمان،داستان ایرانی

قیمت:

۱۳۱,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

روزی می‌آد که می‌فهمی ذاتاً تنهایی، پس هیچ‌کس نمی‌تونه تو رو تنها بذاره.
بازمانده
۱۰
«اتفاقی که قراره بیفته اینه، رفیق: هفته‌ها و ماه‌ها می‌گذرن، بعد یه روز صبح از خواب بیدار می‌شی، صورتت رو آب می‌زنی، دندون‌هات رو مسواک می‌کنی، صبحانه می‌خوری و کارهای روزانه‌ت رو از سر می‌گیری. بعد یک‌آن به خودت می‌آی و می‌بینی به‌ش فکر نکردی؛ فراموش کردی که باید عذاب بکشی.»
بازمانده
۶
«شگفت‌انگیز است وقتی پوست آدم با قطراتی خیس می‌شود که از کیلومترها دورتر می‌آیند و همین ابرها از آب اقیانوس‌های قاره‌ای دیگر ساخته می‌شوند. تر شدن زیر باران درآمیختن با جهان است.»
bahar
۵
«هر چیزی رو که ناراحتم می‌کنه روی کاغذ می‌نویسم و چالش می‌کنم.» «بعدش چی می‌شه؟!» «با زمین دوست می‌شم. رازهام رو نگه می‌داره و قضاوتم نمی‌کنه.»
بازمانده
۳
با کمال احترام باید بگم آدمیزاد، اگه خودش پافشاری نکنه، هر چندبار بخواد می‌تونه عاشق بشه… عشق یگانه نیست، اون چیزی که یگانه‌ست و تکرار نمی‌شه شکست در عشقه. آدم فقط یه‌بار بزرگ‌ترین و رنج‌آورترین شکستش رو تجربه می‌کنه، یه‌بار محکم‌ترین سیلی رو می‌خوره.
:)
۲
افسانه‌ها حقیقت ندارند، اما کسی به آن‌ها نمی‌گوید دروغ.
بازمانده
۲
«سرنوشت نابغه‌ها همینه، مجبورن تنها بمونن.»
بازمانده
۲
«ترسیدن کسی رو کوچیک نمی‌کنه. یه واکنش طبیعیه، عیب نیست. اون چیزی که عیبه و آدم رو کوچیک می‌کنه میل به هم‌رنگ جماعت شدنه.»
بازمانده
۲
مغز انسان گیرنده‌ای است خارق‌العاده که می‌تواند میلیون‌ها داده و نشانه را از محیط بگیرد.
بازمانده
۲
مغزت با کاری که ازش لذت می‌بره قوی‌تر می‌شه.
بازمانده
۲
زندگی ساده بود، بدون ابهام یا پیچیدگی. همهٔ موجودات همان چیزی بودند که بودند، بی‌نام، بدون گذشته و آینده، بدون نیاز به توضیح و تفسیر؛ ظاهر و باطنی در کار نبود. فهم جهان به کوشش نیاز نداشت، به اندیشه نیاز نداشت، به جست‌وجو نیاز نداشت. ماهیت هستی به‌قدری روشن و عیان بود که ناممکن به نظر می‌رسید.
:)
۱
آدمیزاد عجب روان شگفت‌انگیز و معماگونه‌ای دارد!
بازمانده
۱
«شگفت‌انگیز است وقتی پوست آدم با قطراتی خیس می‌شود که از کیلومترها دورتر می‌آیند و همین ابرها از آب اقیانوس‌های قاره‌ای دیگر ساخته می‌شوند. تر شدن زیر باران درآمیختن با جهان است.»
بازمانده
۱
زبان ممکن است دروغ بگوید، اما چهره هرگز.
بازمانده
۱
نیروی زنانگی نه در کمال عقل و جسم که در رجعت به بی‌پناهیِ دوران کودکی بود؛ بازگشت به دوران بی‌قدرتی.
بازمانده
۱
«یه وقت‌هایی آدم دنبال کسی می‌گرده که شبیه خودش نباشه. چون فکر می‌کنه نیمهٔ گم‌شده‌ش باید چیزی رو داشته باشه که خودش ازش محرومه.»
بازمانده
۱
هنر یعنی آزادی. این رو یادت نره.
بازمانده
۱
«هنر هدف نداره، دلیل نداره، تعهد نداره… فقط فرم داره. این خیلی مهمه.»
بازمانده
۱
مگر اشتباه کردن و خیال بافتن چه ایرادی داشت؟
بازمانده
۱
«کی دلش می‌خواد از بهشت بره؟» «سؤال خوبیه… شاید فقط کسی که ضرورت جهنم رو درک کرده باشه.»
بازمانده
۱