به مدرسه رفت، کتابها از موقعیتها گفتند، در اسرع وقت، صاحب خانهای میشوید که بامش از خانهٔ همسایه بالاتر بدرخشد، دختران نجواگر زمزمههای رادیویی، طیف دختران نقرهگونی که بر روی پردهٔ نمایش اغواگرند، جایزههای میلیونی که روی تابلوهای ادارهها با گچ نوشته شده است، چکهای قابل پرداخت برای دستهایی که مشتاق کار کردن هستند، میز تحریر براق شدهٔ کارگزاری که سه تلفن روی آن است.