آدمها از همدیگر یک اتمسفری دارند. یک فضایی پر از خاطره، اصطلاح، تکهکلام. فضایی پر از حرکت، پر از شوخی. اتمسفری که ملغمهای است از یک مشت تصویر و حسوحال و رفاقت. اما لحظهای که قرار است همین اتمسفر را به کلمه تبدیل کنیم میفهمیم که این کار شدنی نیست. میفهمیم کلام پاسخگوی دقیقی برای این حسوحال نمیشود.