ما انتظار داریم که هنرمند اگر دارای یک ذهن ممتاز نباشد، باری دارای یک حساسیت ممتاز باشد. انتظار داریم که هنرمند چیز تازه و اصیلی را بر ما آشکار کند ـــــ یعنی یک دید منحصر به فرد و خصوصی را به ما نشان دهد. و همین انتظار است که چشم ما را بر همهٔ ملاحظات دیگر میبندد و به یک اشتباه دربارهٔ ماهیت هنر منجر میشود. آدم ساده چنان توجهش به معنی یا پیام پردهٔ نقاشی جلب میشود که فراموش میکند حساسیت یک حالت انفعالی ذهن آدمیزاد است و اشیایی که وارد حساسیت انسان میشوند هر کدام وجود عینی خود را دارند. هنرمند بیشتر با همین وجود عینی کار دارد. هر اندازه که هنرمند از مرحلهٔ حساسیت بگذرد و درس اخلاق بدهد، یا به هر نوع احوال غیرحسی دیگری بپردازد، به همان اندازه اثر هنری خلوص خود را از دست میدهد.