پدرش به مرد بالدار نقاشیشده روی شیشهٔ رنگی و پرندگانِ دوروبرش اشاره کرد و لبخند زد. پدرش گفت «همه میگن سقوط کرد چون خیلی به خورشید نزدیک شده بود، اما اون پرواز کرد. منظورم رو میفهمی پسر؟ اون تونست پرواز کنه. اگه بتونی فقط چند لحظه پرنده باشی، سقوط کردن دیگه مهم نیست.»