در آن هنگام همه کسانی که از مرگ نابهنگام رسته بودند، از جنگ و دریا رهایی یافته و در سرای خود بودند. تنها اولیس خواستار بازگشت خویش و دیدار زن خویشتن بود. فرشتهای دریایی، کالیپسو، الههای بلندپایه، وی را در غارهای ژرف خود نگاه میداشت و درین آرزو میسوخت که همسر وی شود. اما چون گردش چرخ زمانه به سالی رسید که خدایان بازگشت او را به کانون خانواده در ایتاک مقدّر کرده بودند، آنگاه هم در میان خویشاوندش هنوز رنجهای او به پایان نرسیده بود. خدایان را دل بر او میسوخت، همه به جز پوزئیدون که کینه فرونانشستنیاش اولیس آسمانینژاد را تا بازگشت به کشورش دنبال میکرد.